سرچشمه مىگرفت به وجود آمد . » « 1 »
ايضاً در همان مقاله مىنويسد :
« گرچه در گذشته هم بعضى محققين به تأثير هنر ساسانى در هنر اسلامى پى برده بودند ، ولى اهميت اين مطلب بيشتر اخيراً در سايهء حفريات اخير در تيسفون در نزديكى بغداد ، و كيش در بين النهرين ، و دامغان در ايران مقدار زيادى مصالح بخصوص گچبريهاى تزيينى به دست آمده كه در آنها سرمشق صنايع اوليهء اسلامى ديده مىشود . » « 2 »
ايضاً مىنويسد :
« هنر ساسانى مستقيماً ادامه يافته و به هنر اسلامى منتهى شده كه هنرمندان گاهى عين آن را نقش كردند و گاهى آن را تغيير دادند و سبك خاصى به وجود آوردند . » « 3 »
نهرو در نگاهى به تاريخ جهان جلد 2 فصلى تحت عنوان « مداومت سنن قديمى ايران » باز كرده است و مىخواهد ثابت كند كه روح فرهنگ و هنر ايران از دو هزار سال پيش تا كنون ادامه يافته است . وى مىگويد :
« هنر ايران سنن درخشان و نمايانى دارد . اين سنتها در مدت بيش از دوهزار سال ( بعد از زمان آشوريها تاكنون ) ادامه يافته است . در ايران در حكومتها ، در سلسلههاى پادشاهان و در مذهب تغييراتى روى داده است .
سرزمين كشور زير تسلط حكمرانان و پادشاهان خودى و بيگانه قرار گرفته است . اسلام به آن كشور راه يافته و بسيار چيزها را منقلب ساخته است و معهذا سنن هنرى ايران همچنان مداومت داشته است . » « 4 »
هم او مىگويد :
« ارتش اعراب در حالى كه به سوى آسياى مركزى و شمال آفريقا پيش مىرفت و گسترش مىيافت ، نه فقط مذهب تازه را همراه خود مىبرد بلكه يك تمدن جوان و درحال رشد را نيز با خود داشت . سوريه ، بين النهرين و
هامش
( 1 ) . ايران از نظر خاورشناسان ، ترجمهء دكتر رضازادهء شفق ، ص 195 و 196 .
( 2 ) . همان ، ص 21 .
( 3 ) . همان ، ص 202 .
( 4 ) . نگاهى به تاريخ جهان ، ترجمهء محمود تفضلى ، ج 2 / ص 1038 .