به زبان عربى برگردانده شد كه آن نيز تاريخچهاى دارد .
همچنانكه قبلًا گفتيم ما نه در صدد تشريح خدمات تمدن كهن ايرانى به تمدن جوان اسلامى هستيم و نه اين كار در صلاحيت ماست . هدف ما از نقل مطالب گذشته كه از مسلّمات تاريخ است اين است كه دو نكته را تأكيد كنيم :
يكى اينكه ايران قبل از اسلام از تمدنى برخوردار بوده است و اين تمدن يكى از مايههاى تمدن اسلامى است .
ديگر اينكه اسلام به ايران حياتى تازه بخشيد و تمدن در حال انحطاط ايران به واسطهء اسلام جانى تازه گرفت و شكلى تازه يافت . اين دو نكته قابل انكار نيست .
طالبان خود مىتوانند به منابع و مدارك فراوانى كه در هر دو زمينه هست مراجعه كنند .
صميميت و اخلاص
اكنون وارد اصل مطلب مىشويم و آن اينكه ايرانيان خدمات بسيار شايانى به اسلام كردهاند و آن خدمات از روى صميميت و اخلاص و ايمان بوده است . ما اول دربارهء صميميت و اخلاص ايرانيان بحث مىكنيم ، سپس به شرح خدمات آنان مىپردازيم .
دربارهء صميميت ايرانيان نمىخواهيم مبالغه كنيم ؛ ما مدعى نيستيم كه همهء ايرانيان نسبت به اسلام مخلص و صميمى بودهاند و همهء خدماتى كه صورت گرفته است از روى كمال صفا و صميميت نسبت به اسلام بوده است ؛ آنچه ما مدعى هستيم اين است كه اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان نسبت به اسلام صميمى بودهاند و انگيزهاى جز خدمت به اسلام نداشتهاند و در اين جهت هيچ يك از ملل اسلامى اعم از عرب و غيرعرب ، به ايرانيان نمىرسد و شايد ايرانيان در دنيا نظير نداشته باشند ؛ يعنى هيچ ملتى نسبت به هيچ دينى و آيينى اين اندازه خدمت نكرده و صميميت به خرج نداده است .
يك ملت را مىتوان با زور مطيع كرد ، اما نمىتوان با زور جهش و جنبش و عشق و ايمان در او به وجود آورد . قلمرو زور و زر محدود است . شاهكارهاى بشرى تنها و تنها معلول عشق و ايمان است .