دانشگاه جندى شاپور يكى از مراكزى بود كه به تمدن اسلامى كمك كرد و به آن خدمت نمود .
ويل دورانت دربارهء هنر ساسانى مىگويد :
« از ثروت و جلال شاپورها ، قبادها و خسروها چيزى جز بقاياى هنر دوران ساسانى بجا نمانده است ، اما همين مقدار كافى است كه ما را از دوام و قابليت انعطاف هنر ايران از زمان داريوش كبير و پرسپوليس تا دوران شاه عباس كبير و اصفهان به شگفت آورد . » « 1 »
دربارهء نساجى آن عهد مىگويد :
« صنعت نساجى ساسانيان از طرحهاى نقاشى ، مجسمه سازى ، سفال سازى و ساير اشكال تزيينى بهرهمند شد . پارچههاى حرير ، مطرّز ، ديبا و دمشقى ، گستردنيها ، روپوشهاى صندلى ، سايبانها ، چادرها و فرشها با حوصلهء بسيار و مهارت بافته و آنگاه به گونهء رنگهاى زرد ، آبى و سبز رنگ آميزى مىشدند . » « 2 »
دربارهء صنعت سفال سازى مىگويد :
« از سفالينههاى زمان ساسانيان جز قطعاتى كه براى استفادهء روزمره ساخته شده بود چيزى بجا نمانده است ، معهذا صنعت سفالينه سازى در دوران هخامنشيان بسيار پيش رفته بود و ظاهراً در سلطنت ساسانيان نيز تا حدى ادامه يافت و بعد از غلبهء اعراب تكميل شد . » « 3 »
ويل دورانت مدعى است كه :
« بر روى هم هنر ساسانيان نمايانندهء بازخيزى از چهار قرن انحطاط دوران اشكانيان است . اگر ما به قيد احتياط از بقاياى آن قضاوت كنيم بايد بگوييم كه در كمال و عظمت به پاى هنر دوران هخامنشى نمىرسد .
همچنين از حيث ابداع ، ريزه كارى و ذوق با هنر ايران بعد از اسلام برابرى نتواند كرد . »
ويل دورانت در خاتمهء اين فصل مىگويد :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 251 .
( 2 ) . همان ، ص 254 .
( 3 ) . همان ، ص 255 .