آنچه مىگوييم همه منقولات از اين و آن است .
دو مطلب قطعى است : يكى اينكه ايران قبل از اسلام از خود داراى تمدنى درخشان و باسابقه بوده و اين تمدن سابقهء طولانى داشته است ؛ ديگر اينكه اين تمدن در دورهء اسلامى مورد استفاده واقع شده ، و به قول پ . ژ . مناشه :
« ايرانيان بقاياى تمدن تلطيف شده و پروردهاى به اسلام تحويل دادند كه بر اثر حياتى كه اين مذهب در آن دميد جان تازه گرفت . » « 1 »
اما قسمت اول ، يعنى اينكه ايران از يك تمدن كهن برخوردار بوده است ، اگرچه نيازى به بيان و توضيح ندارد اما شرح مختصر آن بىفايده نخواهد بود .
در كتاب ايران از نظر خاورشناسان ، ترجمهء آقاى دكتر رضازادهء شفق ، نقل از كتاب روزگار باستان ، تأليف « برمستد » دربارهء نظم ادارى ايران هخامنشى مىگويد :
« ادارهء كشور شاهنشاهى ايران كه از بحر الجزاير تا رود سند و از اقيانوس هند تا خزر امتداد مىيافت كار آسانى نبود و در گذشته هيچ گاه حكمدارى در مقابل چنان وظيفهء سنگين واقع نشده بود كه كورش آن را شروع كرد و داريوش بزرگ ( 521 - 585 ق . م . ) ادامه داد . اين گونه سازمان كشوردارى را كه در خاور زمين بلكه در تمام جهان متمدن اولين بار به وجود آمد ، يكى از مراحل قابل توجه تاريخ بشر توان شمرد . . . »
ايضاً در همان كتاب دربارهء نيروى دريايى ايران هخامنشى مىنويسد :
« در زمان خشايارشا پسر داريوش ، ايران چندين صد كشتى در درياى مديترانه داشت و نيرومندترين دولت دريايى عهد بود . »
و هم در آن كتاب مىنويسد :
« در زمان داريوش يك روحانى معروف مصرى را كه جزء اسراى مصرى در ايران بود مأمور ساختند برود و در مصر آموزشگاه پزشكى و جراحى برپا دارد . . . »
دربارهء صنايع عهد ساسانى مىنويسد :
« صنايع عهد ساسانى از لحاظ تاريخ هنر ايران مهم است . فن معمارى در آن دوره ترقى كرده بود و هنوز از بقايا و انقاض كاخها و مساكن و معابد و
هامش
( 1 ) . تمدن ايرانى ، به قلم جمعى از خاورشناسان ، ترجمهء دكتر عيسى بهنام ، ص 247 .