تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
انعكاس مستقيم [ خارج در ] ذهن باشد » . يك هيجانى در همه ايجاد مىكند چون پاى انكار در كارش بود و مىگفت همهء فلسفه‌ها را به دور ريختم ؛ و بعد كه فكرش را مىكنند مىبينند با اين حرف پايه و اساس تمام علوم و معرفتها متزلزل شده است و اگر ما اين سخن را بپذيريم ديگر علم و معرفتى باقى نمىماند . كانت مىآيد فلسفه‌اى برقرار مىكند ( به قول اينها آنتىتز فلسفهء هيوم ) و چنان فاصله‌اى ميان ذهن و خارج قائل مىشود ( به اعتبار همان صورى كه آنها را ذاتا ذهنى مىداند ) كه باز به شكل ديگرى معرفت بىپايه مىشود ؛ يعنى تطابق معرفت با خارج ، ديگر هيچ اساسى ندارد ؛ در صورتى كه منطق واقعى وسط همان منطق معقولات ثانيه است « 1 » . به هر حال نظريهء ماركسيستها كه به نوعى بازگشت به نظريهء هگل است و قائل است كه ديالكتيك نبرد نيروهاى فكرى به موازات نبرد واقعيات است ، درست نيست .

[ بخش دوم ] مكانيزم جدل

1 . مكانيسم انديشه

در اين بخش دوم دو عنوان ذكر كند : يكى مكانيسم انديشه ، و ديگرى مكانيسم عمل ؛ و در واقع ايندو از قبيل حكمت نظرى و حكمت عملى ماست . مقدمه‌اى براى توضيح مطلب ذكر مىكند و مىگويد : « براى اينكه به اين سؤال پاسخ بدهيم كه مكانيزم انديشه در اين جدل ماركسى - كه همان ديالكتيك است كه از هگل گرفته شده است - چيست ، بايد دو انديشهء هگل را به عقد يكديگر در بياوريم » . در واقع مىخواهد
هامش
( 1 ) . بحث « معقولات ثانيه » مخصوصاً « معقولات ثانيه فلسفى » خيلى پرارزش است ( معقولات ثانيه منطقى را قدما از قبيل ارسطو هم مىشناختند ، معقولات ثانيه فلسفى است كه از مختصات فلسفه اسلامى است ) و آن اين است : اينها يك سلسله از معانى هستند كه هم در خارج وجود دارند و هم وجود ندارند ، هم مطابق آنها در خارج هست و هم نيست ؛ يعنى مطابقشان در خارج به نحو معقولات اوليه - كه در خارج مصداق بالذات دارند - نيست ، مطابقشان در خارج هست به اعتبار اينكه اينها موجودند به وجود شئ ديگر ، به معناى اينكه ذهن آنها را از چيزى انتزاع كرده است ، از ذات و ماهيت چيزى ، و منشأ انتزاعش در خارج وجود دارد . حكما همين حرف را با تعبير « ظرف عروض ، ذهن است و ظرف اتصاف ، خارج » بيان كرده‌اند . اينكه حالت بين بين به آن داده‌اند ( ظرف عروض و ظرف اتصاف ) در حقيقت بين بين نيست بلكه [ ناشى ] از يك خصلت ذهنى و يك خصلت خارجى است ، و همين است كه هر دو وجه را درست مىكند . ديگر ، عناصرى كه در ذهن هست و استدلال را مىسازد عناصر صد در صد ذهنى كه با خارج بيگانه باشد نيست ( طبق حرف كانت ) و لهذا فكر و معرفت ارزش دارد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 539 | مرتضى مطهرى