تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مساوى با قبول كردن جهانى ماوراء جهان ماده و طبيعت است ، چون طبيعت آن نوع الهامات را نمىتواند به انسان بكند ؛ سنخ الهام ، سنخ ماورائى است . آنگاه بايد بحث « ابزار شناخت » را به اين شكل طرح كنيم : يكى از ابزار حواس است ، ولى حواس ، ابزارى براى منبع طبيعت است . با اين ابزار است كه انسان شناخت را از طبيعت مىگيرد . ابزار دوم شناخت ، استدلال منطقى ، استدلال عقلى ، آنچه كه منطق آن را « قياس » يا « برهان » مىنامد مىباشد كه يك نوع عمل است كه ذهن انسان آن را انجام مىدهد . ابزار دوم زمانى معتبر است كه ما عقل را به عنوان يك منبع بشناسيم . كسانى كه منبع را منحصر به طبيعت مىدانند و ابزار را منحصر به حواس ، منبع عقل را انكار مىكنند و قهراً ارزش ابزار قياس و برهان را نيز انكار مىكنند . تا به منبع عقل اعتراف نداشته باشيم نمىتوانيم به ابزار قياس و برهان اتكا كنيم ، يعنى آن را به عنوان يك ابزار شناخت بشناسيم . گفتيم منبع سوم ، قلب يا دل است كه عرض كرديم ابزار آن را بايد عمل تزكيهء نفس بدانيم . اگر بخواهيم با تعبير فنى درست تعبير كنيم ( تعبير اين جلسهء ما از تعبير گذشته بهتر و مطابق‌تر است ) قلب و دل انسان منبعى است كه با ابزارى به نام « تزكيهء نفس » مىتوان از آن استفاده كرد . ما عجالتا نمىخواهيم از نظر علمى و از نظر فلسفى وارد اين بحث شويم كه آيا دل براى انسان يك منبع شناخت هست يا نيست و آيا تزكيهء نفس براى انسان يك ابزار شناخت هست يا نيست و آيا از نظر علم امروز مسلّم است كه [ دل ، منبع شناخت و تزكيه نفس ، ابزار آن است ؟ ] چنان كه گفتيم ، در ميان علماى امروز علمايى كه مادى فكر مىكنند اين منبع و اين ابزار را قبول ندارند و علمايى كه الهى فكر مىكنند به اين منبع و اين ابزار ، فوق العاده ايمان دارند . مثلًا همان برگسون كه نام برديم از اين قبيل است ؛ ويليام جيمز « 1 » فيلسوف معروف آمريكايى و عدّهء بسيار زياد ديگر به اين منبع و به اين ابزار اعتقاد و ايمان دارند .
هامش
( 1 ) .William Jamesدر كتاب دين و روان كه كتاب خوبى است [ در اين‌باره سخن گفته است ] .