تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
مىگويد علم امروز هيچ چيز را نمىتواند ثابت كند ، بايد آنها را به صورت يك امور مفروض قبول كند . ولى با اينكه فيلسوفان مادى مثل خود راسل اين اساس فكر فلسفى او را متزلزل مىكنند ولى عرض كردم كه چون فيلسوف آزاد فكرى است و افكارش ديكته‌اى نيست ، چيزى را كه مىفهمد و درك مىكند مىگويد ولو اينكه بر خلاف اساس فكر و مكتب خودش باشد . ما فعلا وارد اين بحث كه چرا علم امروز ارزش نظرى و شناختى خود را از دست مىدهد و ريشهء قضيه چيست ، نمىشويم ، چون خودمان اين مطلب را قبول نداريم . فعلًا فرض بر اين است كه طبيعت يكى از منابع شناخت است . البته اگر شناخت را به معنى اعم بگيريم [ يعنى ] آن شناختى كه به ما قدرت و توانايى عملى مىدهد يا شناختى كه واقعيت را آنچنان كه هست به ما ارائه مىدهد ، ديگر شك و ترديدى در آن نيست . ماترياليستها - چه ماترياليستهاى آزاد و چه ماترياليستهاى به اصطلاح وابسته به يك سياست و غير آزاد - عجالتا اين را پذيرفته‌اند .

عقل و دل دو منبع ديگر شناخت

منبع ديگر كه محل بحث است و ما هم راجع به آن بحث خواهيم كرد همان نيروى عقل و خرد انسان است . طبيعت به عنوان يك منبع بيرونى براى شناخت مورد قبول است ؛ آيا انسان منبع درونى هم براى شناخت دارد يا نه ؟ كه همان مسئلهء عقل ، فطريّات عقلى و مستقلّات عقليّه است . مكتبهايى مىگويند [ چنين منبعى ] داريم و مكتبهايى آن را نفى مىكنند . بعضى از مكتبها به عقل مستقل از حس قائلند و بعضى مكتبهاى ديگر به عقل مستقل از حس قائل نيستند ، كه اين در بحثهاى آيندهء ما آشكار مىشود . منبع سوم همان بود كه در جلسهء گذشته به عنوان « قلب » و « دل » ذكر كرديم . نبايد تعبير « ابزار » مىكرديم ، بايد تعبير « منبع » مىكرديم . مسلّما هيچ مكتب مادى اين منبع را قبول ندارد و به رسميّت نمىشناسد ، زيرا اگر ما دل را منبع بدانيم - در حالى كه انسان در ابتدا كه متولد مىشود هيچ چيز نمىداند و در دل او چيزى وجود ندارد - و قبول كنيم كه به دل پاره‌اى الهامات مىشود ( كه وحى درجهء كامل آن است ) اين