تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢

يك دليل مردود در ابطال حركت جوهرى

بعد مرحوم آخوند مىفرمايد كه شيخ از ديگران دليل ديگرى در رد حركت جوهرى نقل كرده و آن را خود شيخ رد كرده است . گفته‌اند به اين دليل حركت در جوهر ممكن نيست كه لازمهء حركت اين است كه شىء از ضدى به ضد ديگر حركت كند و از حالتى به حالتِ ضد آن حالت منتقل شود . اين امر در باب اعراض تصور دارد كه يك شىء از يك عرض به عرضى ضد آن منتقل شود ولى ثابت شده است كه بين جواهر تضاد نيست ، پس حركت در جواهر متصور نيست . شيخ به اين استدلال اين‌طور جواب داده است كه مقصود شما از تضاد چيست ؟ اگر مراد شما تضاد اصطلاحى است ، اين سخن درستى است كه ما در باب جواهر تضاد نداريم زيرا تضاد در اصطلاح اين گونه تعريف مىشود : « امران وجوديان متعاقبان على موضوع واحد داخلان تحت جنس قريب بينهما غاية الخلاف » . دو امرى كه در جنس قريب شريكند و بر موضوع واحد متعاقب مىشوند قهراً بايد موضوع داشته باشند و اين جز در اعراض تصور ندارد . اما اگر مقصود شما از تضاد معناى اعم آن است يعنى شى ءِ در حال حركت از مرتبه‌اى به مرتبهء ديگرى كه با مرتبهء قبل ناسازگار است منتقل مىشود و در آنِ واحد نمىتواند هر دو مرتبه را با هم داشته باشد ، به اين معنا در جواهر هم تضاد هست . ما هيچ دليلى نداريم كه در « انتقال از يك حالت به حالت ضد خودش » ، ضد را به اصطلاح اول معنا كنيم . آن مقدارى كه دليل داريم اين است كه در حركت ، شىء از وضعى به وضع ديگر تغيير حالت مىدهد و ميان وضع جديد با وضع سابق يك نوع ناسازگارى وجود دارد . ناسازگارى به اين معنا ، در جواهر هم فرض مىشود . به اين معنى بين آب و بخار هم تضاد است ، چون يك مادهء واحد در آنِ واحد نمىتواند هم مايع باشد و هم گاز .

دو اصطلاح « تضاد »

قبلًا عرض كرديم « 1 » كه اصطلاح تضاد خيلى سبب اشتباه مىشود . تضادى كه در منطق اصطلاح كرده‌اند همان تضاد به معنى اول است : « امران وجوديان متعاقبان .
هامش
( 1 ) . [ به جلسهء ششم مراجعه شود . ]