جوهرى است اين مطلب را قبول نداريم كه حركت نيازمند به موضوع ثابت است .
بعد ايشان مىگويد ما اين مطلب را كه موضوع بايد مركب از « مابالقوه » و « ما بالفعل » باشد در باب حركت جوهرى قبول نداريم :
و ما ذكر ايضاً فيه من أن موضوع الحركة مركب من مابالقوة و من مابالفعل قول مجمل يحتاج الى تفصيل ، و هو أن الموضوعية و العروض إن كانا فى الوجود كما فى الحركات العارضة للجسم فحقّ أن موضوعها مركب فى الخارج . . . و إن كان العروض بحسب تحليل العقلى كما فى اللوازم فالقابل و الفاعل هناك أمر واحد . . . و كما أن ثبات الحركة عين تجددها و قوتها على الشىء عين فعلية القوة على ذلك الشىء فكذلك حكم ثبات مابه الحركة و هى الطبيعة الكائنة فى الأجسام « 1 » . .
در اينجا مرحوم آخوند كاملًا تصريح مىكند كه آنچه در فصل سابق بر فصل نوزدهم گفته است كه حركت نيازمند به يك موضوع ثابت است و آن موضوع ثابت بايد از ما بالقوه و ما بالفعل مركب باشد ، در غير حركت جوهرى صادق است . در حركت جوهرى ، نه نياز به موضوع ثابت داريم و نه به يك امر مركب از ما بالقوه و ما بالفعل تا وحدت حركت را حفظ كند . از آنجا كه طبيعت چيزى است كه ثباتش عين تجددش و تجددش عين ثباتش است ، در ثبات و وحدت خود نياز به چيزى ندارد .
پس در فصل نوزده ايشان چنين نظرى را ارائه مىدهد .
در بعضى كلمات ديگر كه در همان فصل هم اشارهاى به اين مطلب هست مرحوم آخوند مىگويد كه در باب حركت جوهرى موضوع ثابت « ماهيت » است و در بعضى جاهاى ديگر بر اين مطلب تكيه مىكند كه چيزى كه حافظ وحدت موضوع است « مفارق » است ؛ يعنى آن كه كار موضوع را انجام مىدهد و وحدت حركت و وحدت مراتب مقوله را حفظ مىكند امر مفارق است . بر اين اساس چنين گفته شده است كه بيانات مرحوم آخوند در باب موضوع در حركت جوهرى متخالف است .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، فصل 19 ، ص 62 و 63 .