است كه مقولهء اضافه و مقولهء جده ، چون مقولاتى نسبى هستند و . . . « 1 » مقولهء انتزاعى و لذا از معقولات ثانيهاند . امر انتزاعى تابع منشأ انتزاع است . اگر حركت در منشأ انتزاع واقع شود ، به تبع ، در امر انتزاعى هم هست و اگر واقع نشود در امر انتزاعى هم حركت نيست . پس اين سؤال اصلًا قابل طرح نيست كه آيا در مقولهء اضافه و مقولهء جده حركت واقع مىشود يا نه ، چون امور انتزاعى ، بالذات حكمى ندارند . مثلًا اگر اضافه متعلق به جوهر باشد اگر بگوييم حركت در جوهر هست ، در اضافهاى هم كه به جوهر تعلق دارد حركت هست و اگر بگوييم حركت در جوهر نيست ، در اضافهاى هم كه به جوهر تعلق دارد حركت نيست .
پس تا اينجا به اين نتيجه رسيدهايم كه طبق قول مورد قبول حكما حركت در چهار مقوله واقع مىشود . يك مقوله مورد اختلاف مرحوم آخوند و ديگران است كه همان جوهر است كه البته از زمان آخوند به اين طرف ديگر حكما معمولًا نظر ايشان را قبول كردهاند . در دو مقوله هم حركت قابل طرح نيست به بيانى كه گذشت .
سه مقولهء ديگر باقى مىماند : مقولهء متى ، مقولهء فعل ( أن يفعل ) و مقولهء انفعال ( أن ينفعل ) . قدماى قبل از مرحوم آخوند قائل بودند كه حركت در اين سه مقوله واقع نمىشود و مرحوم آخوند و هركس بعد از ايشان آمده همين را گفته است . باز در اينجا يگانه كسى كه مخالفت كرده و گفته است كه حركت در اين سه مقوله واقع مىشود آقاى طباطبايى هستند كه اين مطلب را ، هم در حاشيهء اسفار و هم پيش از آن در رسالهء مستقلى كه در باب قوه و فعل تأليف كردهاند و هنوز چاپ نشده بيان كردهاند « 2 » .
دليل مرحوم آخوند بر استحالهء حركت در فعل و انفعال
حال ببينيم دليل مرحوم آخوند و ديگران بر اينكه حركت در اين دو مقوله ( فعل و انفعال ) محال است چيست « 3 » ؟ آيا لازمهء حرف مرحوم آخوند اين است كه ايشان در جوهر و چهار مقولهء معروف قائل به حركت است و همچنين در اضافه و جده به تبع ، قائل به حركت است ، ولى اين دو مقوله را ساكن مىداند ؟ آيا مرحوم آخوند در .
هامش
( 1 ) . [ افتادگى از اصل نوار است . ]
( 2 ) . [ اين رساله بعداً در سال 1368 همراه با ترجمهء آيت اللَّه محمدى گيلانى منتشر شد . ]
( 3 ) . [ استاد به تبع متن اسفار ، بحث « متى » را در پايان بحث از فعل و انفعال مطرح خواهند كرد . ]