تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
چيز نمىتواند تحقق پيدا كند كه در گذشته هم به آن اشاره كرديم : فاعل يا « ما عنه الحركه » ، قابل يا « ما به الحركه » ( گاهى به ندرت در بعضى اصطلاحات به آن « ما له الحركه » هم مىگويند ) ، مبدأ يا « ما منه الحركه » ، منتهى يا « ما اليه الحركه » ، و « ما فيه الحركه » كه مراد از آن ، مقوله‌اى است كه متحرك در آن حركت مىكند كه تعبير ديگر آن « مسافت » است . امر ششم ، زمان يا « ما عليه الحركه » است كه حركت بر آن نوعى انطباق پيدا مىكند . مرحوم آخوند از ميان اين شش امر ، دربارهء زمان در اينجا بحث نمىكند و بحث زمان بعداً خواهد آمد . مىگويد بحث فاعل و نيز قابل را قبلًا مطرح كرده‌ايم . بحث در مورد فاعل در آنجا مطرح شد كه گفتيم هر متحركى احتياج به محرك دارد ، و بحث قابل هم در آنجا بيان شد كه گفتيم هر حركتى نيازمند به موضوع است . در آنجا گفتيم كه در بعضى از حركات ، فاعل غير از قابل است ، آنجا كه هم تأثير و هم تأثر ، تدريجى باشد و به تعبير بهتر آنجا كه حركت عارضى باشد نه ذاتى . اما در بعضى از موارد ، يعنى در حركت ذاتى جوهرى ، فاعل و قابل هر دو يكى هستند . باقى مىماند سه ركن ديگر حركت : مبدأ ، منتهى و مسافت .

مبدأ و منتهاى حركت

مرحوم آخوند بحث را از مبدأ و منتهى شروع مىكند . ابتدا اين سؤال مطرح مىشود كه چرا حركت احتياج به مبدأ و منتهى دارد ؟ آيا اساساً معناى احتياج به مبدأ و منتهى اين است كه هر حركتى بايد منقطع الاول و منقطع الآخر باشد ؟ اگر محال است حركتى بلااول يا بلاآخر باشد چگونه است كه حكما به حركت بلااول و بلاآخر يعنى حركت فلك قائلند ؟ . پاسخ اين است كه مقصود حكما از مبدأ و منتهى چيز ديگرى است . امروزه اصطلاحى هست كه مىگويند كميات بر دو قسم است : « كمّيّات موجهه » و « كميات غير موجهه » . كميت غير موجهه يعنى كميت بىجهت ، كميتى كه در خود آن كميت ، جهت خاص نخوابيده است و جهت براى آن امرى است اعتبارى و قراردادى . مثلًا مقادير جسمانى و به اصطلاح « مقادير قاره » كميت غير موجهه هستند . در ماهيت خط اين نخوابيده است كه سو داشته باشد ، يعنى به سوى شىء معينى باشد . از سويى و به سويى بودن در ماهيت خط نيست . به يك اعتبار مىشود يك طرف مبدأ قرار