تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
بشود . هر شىء بيش از يك نوع كه ندارد . مثلًا ما بيش از يك نوع سواد نداريم كه آن سواد حقيقى است و موضوع بيش از يك بار وارد سواد حقيقى نمىشود . موضوع متلبس به سواد شده و بعد ، از آن خارج مىشود و اين در لحظه صورت مىگيرد و بس . ما چند رنگ اصلى - فرضاً ده نوع رنگ - كه بيشتر نداريم . قول شما كه مىگوييد شىء كه حركت مىكند دائماً از نوعى به نوع ديگر خارج مىشود مستلزم اين است كه ميليونها نوع رنگ داشته باشيم . ثانياً ، مگر سواد چند نوع است كه مىگوييد سواد از نوعى به نوعى ديگر خارج مىشود ؟ . فخر رازى مىگويد اين نشان مىدهد كه مطلب چيز ديگرى است . در مورد يك شىء كه حركت اشتدادى به سوى مثلًا سياهى مىكند يعنى سياه است و دائماً سياه‌تر مىشود ما بايد قائل شويم كه سواد حقيقى يكى از اين مراتب است و نه بيشتر و غير از آن ، مخلوط و ممزوجهايى از رنگها هستند . مثلًا سياه كمرنگ واقعاً سياه كمرنگ نيست بلكه مخلوطى از سياه و رنگهاى ديگر است . فخر رازى اضافه مىكند كه فرضاً اگر اين حرف در بعضى موارد صحيح باشد در مورد مقدار صدق نمىكند و در اين مورد مطلب را بايد به گونهء ديگرى بيان كرد كه توضيح آن خواهد آمد .

پاسخ ايراد فخر رازى

كسى ممكن است به فخر رازى نقض وارد كرده بگويد : گيريم شما اين سخن را در باب رنگها بگوييد . آيا در مورد همهء حركات اشتدادى مىتوانيد همين را بگوييد ؟ مثلًا اگر شىء از درجهء حرارت صفر به درجهء حرارت صد حركت مىكند آيا مىتوانيد بگوييد كه يكى از اين درجات ، حرارت است و درجات ديگر از حرارت در واقع مخلوطى از حرارت و چيز ديگرى - مثلًا برودت - است ؟ . در مورد رنگها كه اضداد وجودى هستند در بعضى موارد حق با فخر رازى است يعنى رنگها مخلوطند و ايرادى ندارد كه دو امر وجودى با يكديگر مخلوط باشند . به هرحال اين يك جواب نقضى است كه مىتوان در جواب فخر رازى مطرح كرد « 1 » .
هامش
( 1 ) . ممكن است كسى بخواهد نظريهء فخر رازى را براساس نظريهء فيزيك امروز در مورد رنگها تفسير كند . طبق نظريهء جديد ، رنگ واقعاً كيفيت جسم نيست و بنابراين از بحث خارج است . ولى مسلّماً سخن فخر رازى ناظر به مطلبى كه علم امروز كشف كرده نيست ، بلكه براساس همان نظريه‌اى است كه رنگها را كيفيت مىداند .