تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
به تعبير دوم آن متغيرى نيازمند به علت متغير است كه حركت ، عارضى متحرك باشد ؛ خارج از ذات متحرك و ملحق به ذات متحرك باشد مثل حركات أينى ، وضعى ، كمّى و كيفى . اما آنجا كه حركت صفت ذاتى متحرك است ، عين وجود متحرك است و در اين حالت ، متحرك و حركت يكى است و همان علت متحرك ، علت حركت هم هست . بنابراين رابطهء حركت ذاتى و متحرك مثل رابطهء بياض و جسم نيست كه به نحو لحوق خارجى است بلكه اين لحوق ، لحوق تحليلى است كه در خارج لاحق و ملحوقى نيست و اين ذهن است كه لاحق و ملحوق را اعتبار مىكند . نسبت حركت كه از حاقّ وجود متحرك انتزاع مىشود به متحرك ، مثل نسبت وحدت است به وجود شىء . وقتى مىگوييد « اين شىء واحد است » وحدت مفهوماً غير از مفهوم اين شىء است و حتى غير از مفهوم وجود اين شىء است . « اين شىء موجود است » با « اين شىء واحد است » مفهوماً يكى نيست ، ولى آيا اين شىء ، اول در خارج موجود مىشود و بعد وحدت مانند يك امر خارجى ملحق به وجود شىء مىشود همان‌طور كه بياض به جسم ملحق مىشود ، يا وحدت از حاقّ وجود شىء انتزاع مىشود ؟ دومى درست است . در اينجا هم سخن اين است كه حركت از حاقّ ذات متحرك انتزاع مىشود و يك امر الحاقى در خارج نيست ، امرى كه وجودش غير از وجود متحرك باشد تا احتياج به علت داشته باشد « 1 » .

خلاصهء پاسخ

پس به‌طور خلاصه وقتى بحث روى متغير مىآيد ، مستشكل نمىگويد كه تغير علت مىخواهد ، تا گفته شود در اينجا چون تغير ذاتى است علت نمىخواهد ، بلكه او سراغ متغير بالذات مىرود . در پاسخ ، مرحوم آخوند مىگويد نحوهء وجود متغير .
هامش
( 1 ) . سؤال : وقتى يك امر ، انتزاعى است آيا در خارج تحقق دارد يا ندارد ؟ . استاد : تحققش عين تحقق منشأ انتزاع است . معناى امر انتزاعى اين است كه تحقق آن با تحقق منشأ انتزاع دوتا نيست ، نه اينكه امر انتزاعى يك تحقق دارد و منشأ انتزاع تحقق ديگرى . در آنِ واحد منشأ انتزاع ، هم مصداق اين است و هم مصداق آن ، و اين تحليلها كار عقل است كه مفاهيم متعددى را از واحد بماهو واحد انتزاع مىكند . سؤال : اگر حركت مفهومى است كه انتزاع مىشود ، پس حركت مىشود از سنخ ماهيت نه وجود . استاد : مفهوم غير از ماهيت است . هر مفهومى را ماهيت نمىگويند .