تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
مرحوم جلوه دو رسالهء كوچك دارد كه در واقع رساله‌هاى مستقل نيست ، بلكه تعليقه‌هايى بوده كه بر شرح هدايه و مبحث حركت جوهرى اسفار زده است . يك جا تحت عنوان « ربط حادث به قديم » و در جاى ديگر تحت عنوان « حركت جوهريه » بحث كرده و كوشش كرده كه سخن مرحوم آخوند را رد كند . چون اين بحث در فصل آينده فى الجمله خواهد آمد و در فصل سى و سوم تحت عنوان ربط حادث به قديم و نه ربط متغير به ثابت به‌طور تفصيل مورد بحث قرار مىگيرد ما ايراد مرحوم جلوه را در آنجا تفصيلًا مطرح مىكنيم . اجمال ايراد مرحوم جلوه اين است كه ما قبول داريم كه علت متغير ، متغير است همچنان كه شيخ هم قبول دارد و اين را هم كه متغيرها بايد به متغير بالذات منتهى شود قبول داريم . به عبارت ديگر تجددهاى بالعرض بايد به تجددهاى بالذات منتهى شوند . ولى چه ضرورتى دارد كه آن متجدد بالذات را طبيعت جوهرى بدانيم ؟ چه مانعى دارد كه خود حركت عرضى ، مخصوصاً يكى از حركات عرضى يعنى حركت وضعيهء فلك را منشأ حركات عرضى بدانيم ؟ ( بوعلى و امثال او معتقدند كه افلاك يك حركت عرضى دورى دائم دارند . ) چه مانعى دارد كه « رابط » ميان متغير و ثابت همان حركت وضعى فلك باشد كه دائم و مستمر است ؟ حركت عين تجدد است و عاملى آن را متجدد نكرده است . حركت تجدد بالذات است و خود مرحوم آخوند هم اين حرف را در فصلهاى بعد مىگويد كه آنچه در نزد ما متجدد بالذات است « طبيعت » جوهرى است و در نزد ديگران متجدد بالذات ، « حركت » است . پس چه مانعى دارد كه همهء حركات عرضى منتهى به يك حركت ذاتى شود و آن حركت ذاتى ، حركت وضعى فلك باشد نه حركت طبيعت جوهرى ؟ اين نظر مرحوم جلوه است . دربارهء درستى يا نادرستى اين نظريه بعداً بحث مىكنيم . اين را بدين منظور در اينجا طرح كرديم كه ذهنها براى حل آن بهتر آماده باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) . [ پاسخ اشكال مرحوم جلوه در جلسهء بيست و چهارم آمده است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 276 | مرتضى مطهرى