منشأ كثرت وجود
بكثرة الموضوع قد تكثّرا * و كونه مشكّكا قد ظهرا
الميز امّا به تمام الذات * او بعضها او جا بمنضمّات
بالنّقص و الكمال فى المهيّه * ايضا يجوز عند الاشراقيّه
وحدت وجود و كثرت وجود
اين بحث ، بحث تكثر وجود است كه نقطهء مقابل بحث وحدت وجود است . ما در باب حقيقت وجود - همان حقيقت مطلق لا به شرط - كه وارد شديم و بحث كرديم گفتيم كه وجود يك حقيقت واحد است ، كه اين در مقابل قول به تباين وجودات است كه هر وجودى با وجود ديگر متغاير و متباين بالذات است و هيچ جهت وحدت و سنخيت ميان آنها نيست .
آنچه كه در آنجا گفتيم در واقع نوعى وحدت سنخى بود ؛ يعنى اينطور نيست كه آن حقيقتى كه مثلا در اين شىء هست - كه عين متن واقعيت اوست - با واقعيت هر چيز ديگر در ذات متغاير و متباين باشد . واقعيت در همه چيز يك سنخ و يك حقيقت است و در عين اينكه در همه يك سنخ و يك حقيقت است معذلك تعلقى به