تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
مشّائى دارند ، در اين مورد نظريهء شيخ را قبول نكرده‌اند . ملاصدرا و حكماى بعد از او كه آمدند نظر را دقيقتر كرده‌اند و به سبك ديگرى صحبت كرده‌اند . اين نظريه به هر حال يك نظريهء منسوخى است و حالا ما داريم دنبالهء همان بحث را ذكر مىكنيم .

نظام علمى موجودات و نحوهء قيام آن به واجب

از جمله مسائلى كه در بارهء نظريهء علم ارتسامى هست اين است كه قيام صور علمى به ذات حق چگونه قيامى است ، نحوهء وجود اين صور و نحوهء ارتباطشان با ذات حق چه نحوهء وجودى و چه نحوهء ارتباطى است ؟ بنا بر قول شيخ ، در حقيقت تقريباً لازم مىآيد كه دو نظام مجزا از يكديگر داشته باشيم : يك نظام عينى كه همان نظام وجود عينى موجودات است ، از صادر اول گرفته تا آخرين موجودات ؛ و يك نظام ديگر كه نظام علمى است ؛ يعنى همچنان كه يك نوع تقدم و تأخرى ميان اعيان موجودات هست ، عين همان تقدم و تأخر هم ميان آن نظام علمى يعنى وجودهاى علمى موجودات هست ، بلكه اين نظام عينى تابع آن نظام علمى است و به تعبير خود اين حكما علم به نظام خير ، خود در مرتبهء اول يك نظامى است ( البته منظور اولِ زمانى نيست ) ، پس اول علم به نظام خير است و در مرتبهء ثانى نظام خير پيدا مىشود . نظام موجودات نظام علّى و معلولى است و اين نظام به اين شكل است : مثلًا اولين موجود صادر اول است كه عقل مجرد است كه جوهر قائم به ذاتى است . بعد صادر دوم است كه آن هم جوهر قائم به ذاتى است . بعد اگر نفس باشد ، آن به شكل ديگرى است ؛ و بعد از آن اگر جسم باشد ، به شكل ديگر . اينها جواهرند . بعد مىآيد مىرسد به موجودات ديگر كه به صورت اعراض مختلف هستند . ولى در نظام علمى ، اين صور معلومه به چه شكلى وجود دارند ؟

سه فرضيهء شيخ در بارهء نظام علمى

اينجا شيخ سه فرضيه ذكر مىكند و تا آخر هم اظهار نظر قطعى نمىكند كه كداميك از اينها [ بهتر است . ] همين قدر مىگويد تو خودت ببين كه چه نظرى را بايد انتخاب كنى . [ اشكال هر يك را مىگويد ] كه اگر اين جور باشد فلان اشكال لازم مىآيد ، اگر آن جور باشد فلان اشكال لازم مىآيد . مثل اين كه از اظهار نظر صريح