تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
تركيب پيدا شد و او احد نيست . جواب اين است كه اوليت به معنى مقايسه است . همين‌قدر كه واجب‌الوجود باشد و واحد باشد و همهء موجودات از او صادر شده باشند كافى است كه اوليت انتزاع شود . سؤال : در مورد علت و معلول چه ؟ استاد : عليت هم همين‌جور است . عليت مبدئيت است براى فعل . - اما اگر بگوييم معلول نباشد چيزى از علت كم شده است . استاد : نه ، اتفاقاً اين بحث خوبى است كه شما مطرح مىكنيد . در باب عليت دو معنا وجود دارد : يك وقت هست كه علت را از آن جهت كه علت است و كمالى در اوست و به موجب آن كمال مبدأ اين معلول است ، در نظر مىگيريم ؛ در اين صورت آن كمال عين ذاتش است و محال است كه آن كمال از او سلب شود ، كما اينكه با وجود آن كمال محال است كه معلول از او صادر نشود . در اين حال اگر شما فرض كنيد كه معلول را از او بگيريد ولى كمال عليت را از او نگيريد ، فرض امر محالى را كرده‌ايد ، و در عين اينكه فرض امر محالى است باز هم از او چيزى كم نشده است . مفهوم انتزاعى « عليت » - در اين فرض - فعلًا در اينجا وجود ندارد ولى آن كمالِ عليت در او وجود دارد . البته اين امر فى حد ذاته محال است . اما اگر فرض كنيم كه معلول را از او بگيريم به اين وسيله كه كمالى را كه در علت منشأ عليت آن معلول است بگيريم ، اين امر مساوى با اين است كه ذاتش را از او بگيريم ، چون آن كمال با ذاتش يكى است . و أعلم أنّا اذا قلنا بل بينا أن واجب‌الوجود لايتكثر بوجه من‌الوجوه ، و أن ذاته وحدانى صرف محض حق فلا نعنى بذلك أنه أيضا لايسلب عنه وجودات ، و لا تقع له إضافة إلى وجودات ؛ فإن هذا لايمكن . و ذلك لأن كل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 128 | مرتضى مطهرى