تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣

ادامهء بحث تقابل - توضيح تقابل و تضاد

عرض كرديم كه به مناسبت هوهويت و كثرت ، مسألهء غيريت و تقابل را به ميان آوردند . در جاى ديگر ، از تقابل مفصل بحث كرده‌اند ولى اينجا فقط راجع به تضاد مقدارى زيادتر بحث كرديم . حالا من روح بحث تضاد و آنچه را كه در اينجا دربارهء اجتماع ضدين مىگويند بحث مىكنم . يك وقت تضاد به معناى صرف تزاحم دو چيز بعد از وجود پيدا كردن است ، يعنى اثر يكديگر را خنثى مىكنند ، مثل اينكه با يكديگر حالت جنگ دارند . امروزه بيشتر وقتى از تضاد مىگويند مقصودشان اين اصطلاح است . مثل مسألهء سمّ و ضد سمّ . وقتى كه ضد سم آمد اثر سم را خنثى مىكند . خود سمّ نيز كه نوعى خاص مثلًا تركيب از اسيد است وقتى در امعاء و احشاء انسان قرار بگيرد تضادى با آنها دارد ، نوعى عدم موافقت و عدم ملايمت . يا مثل اينكه مىگوييم آب و آتش با يكديگر تضاد دارند ؛ يعنى آب و آتش هر دو موجودى هستند كه با يكديگر توافق ندارند ، نوعى عدم توافق ميان اينهاست . اين نوع تضاد در اينجا مطرح نيست . [ ممكن است گفته شود ] تضادى كه در اينجا مطرح است در واقع چنين است كه اگر جنسى داشته باشيم كه اين جنس نيازمند به فصلى باشد نمىتواند در آن واحد داراى دو فصل باشد . مثلًا « حيوان » نمىتواند در آن واحد هم حيوان ناطق باشد و