تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
متعدد قائل شويم . البته شيخ نمىخواهد فعلا اين را كه آيا يك شئ مىتواند غايات متعدد داشته باشد يا نه ، اثبات يا انكار كند . فعل ارادى مىتواند غايات متعدد داشته باشد ولى در فعل طبيعى غايت يك شئ واحد است . اما اكنون بحث بر سر آن جهت نيست . تا اينجا نظر كسانى بود كه منكر بخت و اتفاق بودند و مىگفتند اتفاق نه ماهيت معقولى دارد و نه وجود دارد . شيخ گفت خير ، اتفاق يك ماهيت معقولى دارد و وجود هم دارد ، ولى آنچه كه وجود دارد و ماهيت معقول دارد سبب اتفاقى است كه سببى از اسباب عالم است ولى يك سبب اقلّى است ، و از نظر غايت هم آنچه كه وقوع پيدا كرده غايت بالعرض است نه غايت بالذات ؛ يعنى سبب اتفاقى سببى است كه در طبيعت خود غايتى دارد و به سوى غايت خود حركت مىكند ولى به چيزى مىرسد كه آن چيز غايت بالعرض اوست نه غايت بالذات او . گاهى - همانطور كه گفتيم - در غايت بالعرض خود مىماند كه نسبت به غايت بالذات خود « باطل » است . گاهى به غايت بالعرض مىرسد و به غايت بالذات خود هم مىرسد ، مثل سنگى كه از بالا مىآيد و سر كسى را مىشكند و به آن مقصد ذاتى خود هم كه رسيدن به زمين يا مركز زمين است مىرسد .

ردّ اقوال قائلين به اتفاق :

نظريهء ذيمقراطيس

شيخ مىگويد ذيمقراطيس در اصل پيدايش عالم قائل به اتفاق بوده است ؛ يعنى قبل از اينكه آسمانى پيدا شود و زمينى وجود پيدا كند و عناصرى مشخص شوند و آب و هوا و آتش و خاك ( عناصر اربعه ) پيدا شوند ، اتفاق باعث پيدايش اصل عالم و اين عناصر شده است ؛ ولى كائنات ، يعنى امور جزئى ، وجودشان از روى اتفاق نيست . يعنى نمىگفته اين درخت وجودش اتفاقى است ، اين انسان وجودش اتفاقى است ، ولى اصل عالم و عناصر را اتفاقى مىدانسته . برعكس انباذقلس ( امپدوكلس ) كه معتقد بوده اصل نظام عالم بالاتفاق نيست ، وجود كائنات بالاتفاق است ، يعنى اين جزئيها كه به وجود آمدند وجودشان اتفاقى است و نباتات ، حيوانات و جمادات هم به طريق اولى تكوّنشان بر حسب اتفاق بوده است . اين تعبيرى است كه شيخ از حرف