است . آن علّت غائى به حسب وجود عينى خارجى ، علّت غائى است امّا وجود ذهنى آن علّت غائى ، در بنّا فاعليّت به وجود مىآورد ؛ يعنى علّت فاعلى بالقوّه را بالفعل مىكند .
خود علّت فاعلى هم گاهى مىتواند علّت غائى شود . در آنجا كه فردى از يك نوع ، فرد ديگرى از همان نوع را ايجاد مىكند و مثلًا پدرى كه پسر را توليد مىكند ، در اينجا علّت غائى پسر است يعنى خود انسان است ؛ علّت فاعلى هم كه انسان بود ؛ پس علّت فاعلى و علّت غائى يكى مىشود ؛ امّا اين وحدت ، وحدت نوعى است نه وحدت شخصى ، زيرا پدر و پسر يك نوعند ولى يك شخص نيستند .
يك مطلبى كه بحث مفصّلترش در فصل بعد مىآيد اين است كه :
اوّلًا فاعل بر دو نوع است : فاعل كامل و فاعل ناقص .
فاعل ناقص در فعل خودش به آلات و چيزهاى ديگر متوسل مىشود . اين مانند فاعل طبيعى و صناعى است . مثلًا نفس ما اراده مىكند ، چشم ما مىبيند ، گوش مىشنود ، . . . تمام كارهايى كه انسان انجام مىدهد منشئش نفس است امّا نفس به واسطهء قواى مختلف كارهاى مختلف انجام مىدهد . اگر مثلًا قوّهء ابصار از چشم گرفته شود ديگر نفس قادر به ديدن نيست .
در فاعلهاى صناعى ، فاعل از خارج عمل مىكند ؛ آن قوهاى كه منشأ اين فعل است در خود اين مادّه وجود ندارد . هيچ فاعل صناعى هم نمىتواند كارى را بدون استفاده از آلات و ابزار انجام دهد . اين احتياج به آلات ، به علّت نقص فاعل است .
امّا فاعل كامل ، بذاته ابداع مىكند فعل خودش را ، مثل ذات پروردگار كه از هيچ آلتى استفاده نمىكند ؛ تازه هر آلتى فعل و مخلوق اوست ؛ كما اينكه نفس انسان هم همين طور است كه اگر به مرحلهاى از كمال برسد مىتواند از آلات - يا لااقل برخى از آنها - استقلال و بىنيازى پيدا كند .
خواب ديدن مثال خوبى است براى تبيين مفهوم فاعل كامل . خواب ديدن چگونه است ؟ آيا [ انسان در خواب ] نمىبيند و خيال مىكند كه مىبيند ، يا مىبيند ولى شئ در مقابل چشم او نيست ؟ . . . جواب اين است كه در حال خواب عين آنچه كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥١