الفصل الرابع فى العلل الاخرى العنصرية و الصورية و الغائية
در ابتداى بحث علل گفتيم كه علّت به چهار قسم تقسيم شده است و شيخ گفت علل به يك اعتبار چهار تا و به يك اعتبار پنج تاست و اين بحث قبل از اين بيان شد ؛ و در فصول قبل راجع به علّت فاعلى سخن گفتيم . اكنون به بحث پيرامون علل ديگر يعنى علّت مادّى ، علّت صورى و علّت غائى مىپردازيم .
تعريف علّت مادّى به معناى اعم : « علّت » به معناى اعم يعنى چيزى كه وجود شئ وابسته به آن چيز است ( ما يتوقّف عليه وجود الشئ ) ؛ و « علّت مادى » به معناى اعم يعنى آن چيزى كه حامل استعداد شئ است . فلاسفهء مشّاء چون معتقدند كه هر حادثى در طبيعت ، حدوثش موقوف است به اينكه امكان وجودش از قبل وجود داشته باشد ولى امكان و استعداد شئ ، قائم بالذات نيست بلكه در يك چيز ديگرى وجود دارد و آن چيز است كه حامل اين استعداد است ، چيزى را كه محلّ استعداد است اصطلاحا « مادّه » خواندهاند كه گاهى بجاى « مادّه » كلمهء « عنصر » را به كار مىبرند .
اقسام علل مادّى : بعد معلوم مىشود كه ما اقسام متعدّد عنصر داريم . تقسيمبندى شيخ از اين قرار است :
1 . گاهى يك شئ خودش به تنهايى علّت مادى است براى شئ ديگر .
2 . و يك وقت به ضميمهء شئ ديگر ، علّت مادى مىشود براى شئ ديگر .