نوشته به نام رسالة الحمل و در آنجا موشكافيهايى كرده و از سايرين سخنش كاملتر است .
طرح يك اشكال در باب قضيّهء مهمله
شيخ مىفرمايد : قضيهء مهمله در حكم جزئيه است . و نقيض جزئيه سالبهء كليه است . پس اين است كه مىگويند مهمله جواب ندارد [ و ايجاب و سلب جزئى هر دو در آن صادق است . ]
با اين حساب ، اگر گفتيم : « الانسان من حيث هو انسان موجود » و يا : « الانسان من حيث هو انسان ليس بموجود » اين قضيه مهمله است ، و از طرفى گفتيم رفع مهمله محصورهء كليه است ، پس سلب قضيهء بالا يعنى « ليس الانسان من حيث هو انسان بموجود » سلب مهمله است و نقيض آن نيست .
خلاصهء اشكال اين است كه وقتى قضيه مهمله است ، سالبهء آن متناقض با آن نيست ، پس آن را رفع نمىكند « 1 » [ و حال آنكه قبلًا ديديم كه مطابق بيان شيخ نقض قضيه به اين است كه سلب را بر حيثيّت مقدّم كنيم . ]
مسألهء اعتبارات ماهيّت
اين مسأله هم يكى از مسائلى است كه قدما آن را به نحو كامل حل نكردهاند .
مىگويند ذهن ماهيت را چند گونه اعتبار مىكند :
هامش
( 1 ) . [ اين اشكال با توجه به نكتهاى كه در بيانات آتى استاد خواهد آمد قابل دفع است و آن اينكه : قضيهء مهمله آنجاست كه موضوع قضيه « ما به ينظر » باشد و نظر به افراد داشته باشد ولى از اداى كمّيّت افراد قاصر باشد ، ولى در مثالهاى ياد شده موضوع قضيه « ما فيه ينظر » است و بنابراين ، اين قضايا مهمله نيست و سلب حقيقى اين قضايا نقيض آنهاست . ]