تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
فصل « 1 » فى بيان أقسام الموجود ان الموجود لا يمكن أن يشرح به غير الاسم ، لأنه مبدأ أول لكل شرح فلا شرح له بل صورته تقوم فى النفس بلا توسط شىء . در توضيح اين مطلب رسيديم به اينكه موضوع اين علم « موجود بما هو موجود » است و اينكه هر موضوعى بايد از نظر تعريف ، روشن و از نظر تحقق ، مسلّم باشد ؛ براى اينكه اگر تعريف موضوع روشن نباشد انسان نمىتواند مسائل و احكامى را براى يك موضوع نامعيّن تعيين نمايد ؛ يعنى نمىشود مسائلى را براى يك موضوع نامعيّن ثابت كرد و قابل اثبات هم نيست . حتّى فرضا قابل اثبات نيز باشد ، مفيد به جايى نيست . فرضا يك سلسله مسائلى اثبات شده است در حالى كه انسان نمىداند اين مسائل براى چيست . مثل اينكه بگوييم يك چيزى در عالم هست كه مجموع زوايايش 180 درجه است . مىبينيم كه اين فايده‌اى ندارد . و اما موضوع بايد از نظر تحقّق نيز مسلّم باشد ؛ زيرا اگر چنين نباشد ، آنگاه انسان حكمى را براى يك امر فرضى اثبات كرده است . البته مانعى ندارد كه براى يك
هامش
( 1 ) . [ اين دومين جلسهء درس از نجات است و نوار جلسهء اول در دست نيست . ]