در ساعت 7 ، پل آجرى بر روى رود كوچك مهرود است كه نه تا ده پا پهناى آن است و جريانش تا حدى تند و به سوى جنوب روان است . امامزادهاى را كه در پنج ساعت و نيمى ديديم كاملا نزديك پل است .
هنگامى كه از آن پل تنگ بگذريم درست روبروى خود در سه ربع ساعتى مشرق ، يك جنگل خرما مىبينيم . اين جنگل شهر شرابان را مىپوشاند و آن را در برمىگيرد . اين شهر چهارصد خانه و دو هزار جمعيت دارد و بر روى جويبارى قرار دارد كه به سوى جنوب روان است .
ملخص يك خط سير از ارزنة الروم تا تهران ( از آقايان فابويه و لامى )
از ارزنة الروم در ساعت يازده و ربع راه افتاديم و در ساعت چهار و نيم به الوار « 1 » رسيديم .
جهت ، دو ساعت به مشرق ، و سه ساعت و ربع به مشرق ، يك ربع شمال ، پنج ساعت و ربع راه .
از دروازه شرقى خارج مىشوند و از يك شيب نامحسوس بر روى يك رشته كوههاى پست كه در طرف راست به كوهها پيوسته شده مىگذرند . اين ، كه در طرف چپ جاده يك نيم دايره تشكيل مىدهد درهء كوچكى را به وجود مىآورد كه پس از سه ربع ساعت راهپيمائى به آن مىرسند .
از شعبهء رود سرازير مىشوند و اين كار چند لحظه طول مىكشد و از آن مىگذرند . اين رود خيلى بىزور و پيچ و خمدار است و از طرف چپ مىگريزد .
در ساعت يك و ربع پس از آنكه از رشته كوهى كه كمى بلندى دارد عبور كرديم از يك آب باريكه كه از راست به چپ بطور مارپيچى جريان دارد و لحظهاى بعد ، از يك ، آب باريكهء ديگر كه از آن هم بىزورتر است گذشتيم .
در ساعت يك و نيم از يك جويبارى كه دو شاخهء نسبة قابل توجهى دارد گذشتيم .
اين جويبار از كوهستانهاى جنوبى سرازير مىشود و درحالى كه به سمت مشرق پيچ مىخورد از زير ديوارهاى حسن قلعه مىگذرد .
هامش
( 1 ) -Alvar