آقشهر ، قراشهر « 1 » توقات ، نيكسر « 2 » ، گموش خانه مىگذرد و بر خلاف جريان رود ترمه مىرود ؛ ايپسرا « 3 » ، اخلزيك ، قارص ، يا از ايپسرا مستقيما به قارص ، بايزيد ، نخجوان ، لنكران ، درحالى كه مستقيما به مشرق مىرود ؛ رشت و قزوين .
پنجمين آنها از قسطنطنيه به بغداد از طريق كستمون « 4 » كه با فاصلهاى درياى سياه را دنبال مىكند و از سينوپ ، اونيه ، قرحصار ، دياربكر ، درحالى كه از پيوستگاه دو شاخهء فرات مىگذرد ، رأس العين ، سنجار و تكريت مىگذرد .
ششمين آنها از بودرون به سينوپ است كه از دگنيزلى ، افيوم ، قرحصار ، انگورا و كستمون مىگذرد .
هفتمين از ساتالى به صامسون كه از قونيه ، قراشهر ، يوزقات و مرسيوان مىگذرد .
براى آنكه اين مسافرتها براى جغرافيدانان تا آنجا كه مىشود قابل بهرهمندى باشد بهتر است كه آن اشخاصى كه براى اقدام در اين كار فراخوانده مىشوند اين رنج را به خود بدهند كه شرح راه خود را بر طبق نمونه بنگارند .
ملخص يك خط سير از بغداد به اصفهان ( از آقاى ترزل )
حركت از بغداد در ساعت 5 / 10 شب ؛ رسيده به باكوبه « 5 » يازدهم نوامبر در ساعت 5 / 9 صبح .
جهت كلى به شمالشرقى ؛ نه ساعت راه .
در ساعت 3 / 4 10 ، راه موصل را در چپ خود گذاشتيم كه به سمت شمال مىرود و در يك دشت فراخى راه خود را ادامه داديم . اين دشت خشك بود و حتى يك درخت نداشت . راه را با نوعى خاك دستى درست كرده بودند كه شباهت به يك بند داشت .
هامش
( 1 ) -Kir - Chehe( 2 ) -Niksar( 3 ) -Ipsera( 4 ) -Castamoun( 5 ) -Bacouba