در چهار ساعت بغداد ، چند جنبش سبك زمين .
در پنج ساعت ، يك كاروانسراى به نام بنىزاد خان بود .
در هفت ساعت ، يك برج كهن به چشم مىخورد كه پهن و كوتاه بود ، آن نزديك و در سمت چپ يك جنگل خرما بود ، در فاصلهء تقريبا دو فرسخ و نيمى به سوى مشرق ؛ در جهت اين برج مدت يك ساعت راه پيموديم . جاده آنگاه به سوى چپ به طرف شمال مىپيچد .
در هشت ساعت و نيمى به طرف راست برگشتيم ، به سوى شمالشرق .
در نه ساعت و ربعى بغداد يا به يك ربعى باكوبه ، از گدار دياله گذشتيم كه در اينجا پهنايش سى تا سى و پنج توآز مىشد و به سوى جنوب روان است .
باكوبه قصبهاى است كه 1800 تا 2000 هزار نفر جمعيت دارد . در آنجا توشه براى انسان و اسب يافت مىشود .
ساعت ؟ ؟ / 6 صبح از باكوبه راه افتاديم و نيم ساعت بعد از ظهر به شرابان « 1 » رسيديم .
جهت ، يك ساعت به مشرق ، يك ربع جنوب ، يك ساعت به مشرق ، چهار ساعت به شمالشرقى ، دو ساعت به مشرق ، هشت ساعت راه .
دشت خشك و باير ، چند دسته خرما به چشم مىخورد ، در يك ساعت ، و 5 / 0 ساعت به سمت چپ جاده .
در ساعت چهار امامزاده ديده مىشود ، در نيم فرسخى راست ، در ساعت پنج از يك جويبار مىگذريم و سپس چند آبراهه آبيارى ديده مىشود كه به سوى جنوب مىروند .
در ساعت 5 / 5 به سمت مشرق به سوى يك امامزاده راه مىافتيم كه نزديك آن سه يا چهار درخت خرما است .
در ساعت 5 / 6 ، دهكدهء آگاجيك است كه در پانصد قدمى چپ جاده مىباشد و كنار آبراههاى است كه از دياله جدا شده است .
هامش
( 1 ) -Cheraban