ترس از اينكه حتى بطور غيرمستقيم ميزان تمولشان برملا گردد و همچنين دورى نقاط ، مانع از اين بود كه به طريقى جز مبادلات دست بزنند .
با اينهمه نبوغ هنرمندانهء ايرانيها و واقع شدن كشورشان درميان دو ناحيهء گيتى كه از داراترين بخشهاى جهان مىباشند ، امن بودن راههاى كشور با سهولت و ارزانى مخارج حمل و نقل كالاها و بالاخره جذبهء سود ، آنها را در اين مورد از لاقيدى بومى كه در آسيا وجود دارد خارج مىكند . آنان از اروپا طلا به قندهار به كشمير « 1 » ، به كابل و به دهلى مىبرند و از آنجاها پارچههاى گرانبها ، ادويه ، سنگهاى گرانبها از جمله الماسهاى نتراشيده با خود مىآورند و اين الماسها را به هلند مىبرند و مىتراشند و سپس به شرق بازمىگردانند و به فروش مىرسانند .
هامش
- شاردن وى ، صفحهء 417 استنساخ و نقل مىكنيم : « يك قطعه تا اندازهاى قابل توجه از تاريخ جهانى حبيب السير تأليف خواندمير پايهء اين مقاولهنامه مىباشد . در آنجا مىبينيم كه در 1274 و 1275 ميلادى كيخاتو شاه مغول كه در تبريز ( بر ايران شمالى و غربى ) شاهى مىكرده به وسيلهء ورقههائى كه كاملا شبيه همين پول كاغذيهاى ما بوده براى آشفتگى وضع دارائى كشور راه درمانى يافته است . او مخترع اين چارهگرى نبود و آن را از چينيان آموخت . در آغاز همين قرن و شايد پيش از آن شاهان چين بهجاى پولهاى فلزى : پول اعتبارى كاغذى به نام چائو رواج دادند زيرا مهر شاه بر آن زده شده بود ، كيخاتو براى پولهاى كاغذيش اين نامگذارى را پذيرفت و به آن نام جائو يا چائو داد .
( 1 ) - در نخستين سالهاى اين قرن ، تجارت شال هر ساله چهار كرور سكن و نيزى به بغداد مىآورد .