بيان اول
واقعيت هستى كه در ثبوت وى هيچ شك نداريم هرگز نفى نمىپذيرد و نابودى بر نمىدارد .
به عبارت ديگر :
واقعيت هستى بىهيچ قيد و شرط واقعيت هستى است و با هيچ قيد و شرطى لا واقعيت نمىشود ، و چون جهان گذران و هر جزء از اجزاء جهان ، نفى را مىپذيرد پس عين همان واقعيت نفى ناپذير نيست 1 ، بلكه با آن واقعيت واقعيت دار و بى آن از
شرح
( 1 ) . اكنون مىخواهيم برهان معروف به « برهان صدّيقين » را طبق مشرب فلسفى صدرايى توضيح دهيم .
اين برهان با ساير براهين اين تفاوت را دارد كه در اين برهان چيزى براى اثبات ذات حق واسطه قرار نگرفته است . طبق قاعده ، در هر برهانى بايد يك چيزى رابط و حد وسط براى اثبات مطلوب قرار گيرد .
متكلمان معمولًا از طريق « حدوث عالم » استدلال مىكنند و حدوث عالم را واسطه براى اثبات وجود خداوند به عنوان « پديد آورندهء » اشياء قرار مىدهند . ارسطو و ارسطوئيين از طريق حركت وارد و با اتكاء به اينكه هر حركتى مستلزم محرك است و