تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
3 . چنان كه تركيب و تحليل را به نحوى كه در نكتهء دوم گفته شد در تصورات داريم همچنان در تصديقات و قضايا نيز داريم . ما در نخستين بار كه مىگفتيم مثلًا سياهى سياهى است ، سفيدى سياهى نيست ، اين امور را پذيرفته و تصديق كرده بوديم كه : الف . سلب و ايجاب ( نفى و اثبات ) هر دو با هم روى يك قضيه نمىآيند و هر دو با هم از روى يك قضيه برداشته نمىشوند ( اصل امتناع اجتماع نقيضين و ارتفاع نقيضين ) . ب . هر چيز خودش براى خودش ثابت است . ج . هيچ چيز خودش از خودش سلب نمىشود . د . عرض بى موضوع نمىشود . ه . معلول بى علت نمىشود . و همچنين يك سلسله بديهيات ديگر ، و اين نكته با بيان آينده روشن تر از اين به دست خواهد آمد 1 .
شرح
بديهى است كه قياس كردن وجود و وحدت به امور نفسانى و وجدانى از قبيل ادراك و اراده و قدرت و لذت و الم غلط است زيرا تصور ادراك و اراده و . . . از اين راه حاصل مىشود كه انسان به حسب وجدان خود يك پديدهء خاص نفسانى در خود مىيابد به عنوان ادراك ، و يك پديدهء ديگر مىيابد به عنوان اراده ، و يك پديدهء ديگر به عنوان لذت ، و همچنين . . . هر يك از اين پديده‌ها اولًا نفسانى هستند و به امور غير نفسانى صادق نيستند و ثانياً ذهن براى هر يك از آن پديده‌ها يك مفهوم خاص درست كرده كه هر يك از آن مفهومها فقط به يكى از امور نفسانى صادق است و به ساير امور نفسانى صادق نيست . پر واضح است كه هيچ پديدهء بالخصوص نيست كه وجدان انسان آن را به عنوان وجود يا وحدت بيابد و هر كسى بالبداهه مىداند كه مفهوم وجود و وحدت به طورى هستند كه شامل تمام آن پديده‌هاى درونى و تمام پديده‌هاى بيرونى هستند . عليهذا مفهوم وجود و عدم و وحدت و كثرت را كه از مفاهيم عمومى هستند نمىتوان به مفهوم ادراك و اراده و ساير امور خاص نفسانى قياس كرد . ( 1 ) . در اواخر اين مقاله آنجا كه از « تحليل تصديقى » سخن به ميان آيد ، راجع به اين بديهيات كه « بديهيات اوليهء تصديقيه » اصطلاحاً خوانده مىشوند بحث نسبتاً مفصل‌ترى خواهد شد .