تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
درياچه‌اى است كه آب زلال وى مانند نقرهء خام روى هم چيده شده و با امواج چين چين خود اهتراز پر نشاط هوا و وزش نرم نسيم را حكايت مىكند . پهلوى اين درياچه چمنى نغز با درختانى سرسبز كه جسته جسته در گوشه و كنار مرغزار خود نمايى كرده و با جامه‌هاى زيباى خود در رهگذر نسيم بهارى مىيازند و مىنازند و مىنوشند و مىپاشند . نماى افقى اين منظره كه در حدود پانزده كيلومتر
شرح
و جهات مختلف و در جاهاى مختلف ديده تخيل كند مىتواند آن را تنها پيش نظر خود مجسم نمايد بدون آنكه آن را در وضع و جهت و مكان خاص ملاحظه نمايد . ثالثاً در ادراكات حسى تماس و ارتباط قواى حاسه با خارج شرط است ، در صورتى كه آن ارتباط از بين برود خود به خود ادراك حسى نيز از بين مىرود ؛ اما ادراكات خيالى ذهن احتياجى به خارج ندارد و لهذا ادراكات حسى ، خارج از اختيار شخص ادراك كننده است ؛ مثلًا انسان عادتاً نمىتواند چهرهء كسى را كه حاضر نيست ببيند يا آوازش را بشنود يا بوى گلى را كه موجود نيست استشمام نمايد اما همهء اينها را با ميل و ارادهء خود هر گاه بخواهد مىتواند با استمداد از قوهء خيال تصور نمايد . مرتبهء تعقل ادراك خيالى چنان كه دانستيم « جزئى » است يعنى بر بيش از يك فرد قابل انطباق نيست لكن ذهن انسان پس از ادراك چند صورت جزئى قادر است يك معناى كلى بسازد كه قابل انطباق بر افراد كثيره باشد ، به اين ترتيب كه پس از آنكه چند فرد را ادراك نمود ، علاوه بر صفات اختصاصى هر يك از افراد به پاره‌اى از صفات مشتركه نائل مىشود يعنى يك معنى را كه در يك فرد ديده ، دو مرتبه متوجه مىشود كه عين همين معنى در فرد دوم نيز هست و همچنين در سوم و چهارم و . . . ؛ اين مكرّر ديدن يك معنى در افراد مختلف ، ذهن را مستعد مىكند كه از همان معنى يك صورت كلى بسازد كه بر افراد نا محدودى قابل انطباق باشد . اين نحوه از تصور را « تعقل » يا « تصور كلى » مىنامند . اين سه نحوه ادراك بالوجدان براى انسان وجود دارد و هر كس با علم حضورى آنها را در خود مىيابد . فلاسفهء اسلامى قبل از صدر المتألّهين به پيروى از فلاسفهء يونان تنها قوهء عاقله را كه مدرك كليات است مجرد از ماده مىدانستند ، براهينى كه براى تجرد نفس اقامه مىكردند در اطراف قوهء عاقله دور مىزد .