ممكن الوجود باشد ) مستلزم
اين است كه خود واجب باشد .
شرح : در اين بيت ، برهان معروف به « برهان صدّيقين » كه ابتكار صدرالمتألّهين است آورده شده است . ما قبلًا برهان بوعلى را كه از راه امكان و وجوب و اثبات امتناع تسلسل علل آورده شده است ذكر كرديم و اينك نوبت تشريح اين برهان است .
در مقدّمهء شرح اين برهان لازم مىدانيم مطلبى را كه قبلًا اشاره كرديم توضيح بيشترى بدهيم . گفتيم در پاسخ به سؤال « ملاك نيازمندى اشياء به علّت و ملاك بى نيازى علّت نخستين از علّت » نظريّاتى ابراز شده است . اينك مىگوييم اين پرسش در ميان حكماى اروپا به صورت ديگر طرح شده و به عنوان يك مشكل لا ينحل باقى مانده است . آنها سؤال را در ناحيهء واجب الوجود و علّت نخستين طرح كردهاند ، گفتهاند چرا علّت نخستين علّت نخستين شده است ؟
آنچه از طرف حكما و متكلّمين اسلامى در پاسخ به سؤال « ملاك نيازمندى معلول به علّت » ابراز شده است جواب اين سؤال هم هست ، زيرا همان دليلى كه ملاك نيازمندى را بيان مىكند ملاك بى نيازى را هم شرح مىدهد .
و گفتيم در اينجا دو سلوك فكرى وجود دارد : يكى سلوك فكرى امثال بوعلى و ديگر سلوك فكرى صدرالمتألّهين .
سلوك فكرى امثال بوعلى به اين نحو بوده است كه ابتدا موجود را به حسب فرض و حصر عقلى منقسم كردهاند به « واجب » و « ممكن » ، يعنى هر موجودى به حسب حكم عقلى از اين دو فرض خارج نيست ، و بعد در مرحلهء دوم اثبات كردهاند كه « موجوديّت ممكن » بدون « وجود واجب » به حكم امتناع تسلسل علل غير متناهيه قابل توجيه نيست يعنى اگر مجموعهاى غير متناهى از علل و معلولات ممكنه را فرض كنيم ، همهء آنها باز هم مانند ممكن واحدى هستند و يك واحد نيازمند را تشكيل مىدهند و براى اين واحد نيازمند همچنان « چرايى » يا « چرا » باقى مىماند و تنها با فرض وجود « واجب الوجود » است كه وجود ممكنات « چرا » ى خود را باز مىيابند .
و در مرحلهء بعدى هم اين حكما از خواصّ و احكام « واجب الوجود » يعنى چيزهايى كه از لوازم وجود است بحث كردهاند از قبيل وحدت ، بساطت ، ازليّت ، ابديّت ، علم ، حيات ، قدرت ، اراده و غيره ؛ و از جمله خواصّى كه براى واجب الوجود
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 503
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٠٣