تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
ديگر چيست ؟ ما هم مىبينيم حافظه هست و همين حافظه به ما اجازه مىدهد كه پروندهء ما پيش خودمان محفوظ باشد ، احتياج به آويزان كردن يك قطعه پوست كدو نداشته باشيم . حال اگر همين مجموعه كه چشم و گوش و ريه و قلب و حافظه و عصب دارد دو مرتبه زنده شود ، طبيعى است كه بازهم همان شخص است ، شخص ديگرى نيست . كافى نيست كه فقط چشم بنده تجديد بشود ، گوشم تجديد بشود ، دستم تجديد بشود ، حافظه‌ام هم بايد تجديد بشود . اگر حافظه‌ام تجديد شد مىگويم من همان آدمى هستم كه يك روزى به فلان شخص مشت زدم و حالا در قيامت اگر به پشت من مشت مىخورد ، براى آن مشتى است كه به او زدم . بنابراين اگر در اين دنيا روح لازم است ، در آن دنيا هم لازم است . همانطور كه فرمودند ، چه در راه طى شده و چه در درس دين‌دارى مرتب تكرار شده كه ما نمىخواهيم اثبات كنيم ، مىخواهيم جواب محال بودن مسأله را بدهيم . قرآن هيچ جا نمىگويد قيامت هم عينا چنين است ، « كذلك » فقط در يك مورد است و اين جمله گويا سه يا چهار بار در قرآن تكرار مىشود : صحبت زمستان است و مرده بودن زمين با درختهايش و با همه چيزش و باران بهار و هواى مساعد بهار و اينكه همان درخت كه پيش از زمستان و در فصل تابستان و پاييز گذشته برگى و گلى و حركتى و ميوه‌اى داشت و در مدت زمستان در چشم ما حالت مرده پيدا كرده است و آثار حياتى در آن وجود ندارد و عينا مثل يك چوب خشك است ، در نتيجهء تغيير شرايط زنده مىشود و اين درخت همان درخت است . حالا آيا آن درخت مثل ما احساس و حافظه دارد يا ندارد ؟ من نمىدانم . دنبال اين مطلب قرآن مىگويد : « و كذلك تخرجون » شما هم اين طور خارج مىشويد « كذلك النّشور » نشور هم اين گونه است . اينكه شخصيت كجاست و چگونه است ، در راه طى شده توضيح داده شد كه شخصيت در همه جاى بدن است ، در يك نقطهء خاصى نيست ، نه در قلب انسان است ، نه در مغزش و نه در نقطهء خاص ديگرى . اين سه شرط ، خصوصا دو شرط اولش براى شخصيت لازم است : اينكه وجود آقاى الف از وجود آقاى ب متمايز مىشود ( جزء جزء تشكيلات بدنى آقاى الف متمايز است از جزء جزء تشكيلات بدنى آقاى ب ) ، و ثانيا اين آثار مىماند و سابقه را حفظ مىكند ، و بعد حالا كه اين شخصيت در همه جا پراكنده است ، آيا امكان تجديدش هست يا نيست ؟ براى اين از قلمه و سلول تناسلى و دانه و . . . نمونه آورده شد . يك مطلب ديگر كه باز در راه طى شده آمده و در درس دين‌دارى چون خلاصه است گفته نشده ، حفاظت و امانتدارى و نگاهدارى شخصيت است . يك درخت تمام عيار يا يك فيل يا يك زنبور يا يك بدن انسان با كوچكترين حادثه‌اى ، ضربه‌اى ، گلوله‌اى ،