تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
است گواينكه مادى نيست ، ديگر از اين اشكال فارغ بودند ، مىگفتند ديگر واقعا به اين بدن كارى نيست . به هر حال از نظر مسألهء بقاى شخصيت ، نه اين دسته دچار اشكال مىشدند نه آن دسته ، چون مىگفتند شخصيت ما به روح ماست . ولى فرض اين است كه باز آن فرضيه‌ها فى حد ذاته اشكالات ديگرى داشت و آن اين بود كه قرآن در عين اينكه مردن را انتقال روح از اين بدن به عالم ديگر تلقى مىكند ولى در عين حال نص صريح قرآن است كه مردم در قيامت از همين قبرها برانگيخته مىشوند ، اين مسألهء را چطور حل كنيم ؟

نقد نظرات مهندس بازرگان

من ، هم درس دين‌دارى را مطالعه كردم ( كه آقاى مهندس بحثى دربارهء آخرت كرده‌اند ) و هم ذرهء بىانتها را . راه طى شده را اخيرا نگاه نكردم . خيال مىكنم آنچه در درس دين‌دارى هست با آنچه كه در راه طى شده هست تطبيق مىكند . در درس دين‌دارى طورى مطلب را بيان كرده‌اند كه با آنچه كه در ذرهء بىانتها هست متفاوت است . در ذرهء بىانتها آخرت با مسألهء حكومت عنصر سوم توجيه مىشود ولى آنجا چون پاى عنصر سوم [ در ميان ] نيست در واقع ما از همين نظام دنيا خارج نمىشويم ، در همين نظام دنيا هستيم . من حالا قسمتهايى كه در آنجا هست عرض مىكنم ، بعد خود آقاى مهندس توضيح بدهند كه مقصودشان چه بوده است . در اينجا به نظر ما مىرسد كه از نظر بقاى شخصيت اشكال زيادى دارد و نمىشود آن را توجيه كرد . بحثى دارند تحت عنوان « اثبات قيامت » كه در واقع بيشتر رفع استبعادات است ولى عنوانش « اثبات قيامت » است . من خودم داخل پرانتز نوشته‌ام « رفع استبعادات » براى اينكه بدانم مطلب از همين قبيل است . مسائلى را ذكر مىكنند در مقدمهء اثبات قيامت يا براى رفع استبعاد قيامت ، يعنى يك چيزهايى از همين نظام موجود در دنيا ذكر مىكنند ، يكى مسألهء توليد مثل در انسان و ساير موجودات زنده را ذكر مىكنند ، مثل اينكه قدم به قدم مىخواهند [ ذهن ] ما به سوى قيامت [ نزديك شود ] ، مىگويند يك چيزى در اين دنيا وجود دارد و آن مسألهء توليد مثل در انسان است ، يعنى ما از اينجا مىفهميم كه يك ذرهء ناچيز در همين دنيا در شرايط مساعد به صورت يك موجود زندهء بزرگى در مىآيد . پس معلوم مىشود چنين چيزى الآن در اين دنيا وجود دارد كه وارث