تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
مىبينند ،
« يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً »
( 1 ) روزى كه هر كسى هر كار خير كرده ، آن را حاضر شده مىبيند و هر كار بدى كه كرده است [ آرزو مىكند كه اى كاش ميان او و كار بدش مسافتى دور فاصله مىافتاد ] . در اين زمينه زياد داريم . تجسم اعمال يك مطلبى است . نفس اعمال ما مجسم مىشود ، كه اخبار و روايات هم در اين زمينه زياد است : فلان عمل مىآيد مىگويد من صبر تو هستم ، ديگرى مىآيد مىگويد من روزهء تو هستم ، ديگرى مىآيد مىگويد من نماز تو هستم ، . . . اصلا اين يك داستانى است . اين مطلب را آقاى مهندس هم قبول كرده‌اند ولى در توجيهى كه مىكنند ، چون عمل را از سنخ عمل دنيايى مىدانند ، تعبير مىكنند كه اين ، تجسم و تشخص عنصر دوم ( انرژى ) است ، ولى بنا بر تفسيرى كه ديگران از اين مطلب كرده‌اند تشخص و تجسم عنصر سوم است . من دربارهء اين هم نمىخواهم زياد بحث كنم . آنها معتقدند هر عملى كه ما در اينجا انجام مىدهيم ، دو وجهه دارد : يك وجهه از جنبهء عنصر دوم شما و يكى هم از جنبهء عنصر سوم . در واقع مثل اين است - البته اين مثال مثال غلطى است - كه يك آيينه‌اى در آنجا باشد و عين آنچه كه ما در اينجا مىكنيم در آن آيينه منعكس مىشود ، با اين تفاوت كه در آيينه واقعا چيزى منعكس نمىشود ولى آنچه كه ما در اينجا انجام مىدهيم ، روح آن در جاى ديگر وجود پيدا مىكند . همين طورى كه شما براى خود شخص عنصر سومى يا - به تعبير ما - روحى غير از ماده و بدن قائل هستيد ، مىگويند هر عملى كه از انسان صادر شود ، آن عمل هم بدنى دارد و روحى . بدن عمل همين انرژى به تعبير شماست و روح عمل آن است كه وابسته به همان روح انسان است . اينها معتقدند كه آن مرحلهء تجسم در آن عنصر سومى است كه شما بيان كرديد ، نه در عنصر دوم . ما حالا روى اين جهت هم بحث نمىكنيم ، چون نه خيلى ضرورت دارد كه روى اين مطلب زياد بحث كنيم و نه روى اين هدفى كه امروز دارم تأثيرى دارد .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 30 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 807 | مرتضى مطهرى