مىدهد كه وضع آنجا با اينجا در عين اينكه در يك جهاتى با هم شركت دارند و مثل همديگرند اما در بسيارى موارد هم با هم تفاوت دارند . به اين تعبير ما مىتوانيم بگوييم كه نظامات حاكم بر اين جهانى كه اسمش دنياست با نظامات حاكم بر آن جهانى كه به ما خبر دادهاند متفاوت است ، يك تفاوتهايى وجود دارد ، كه اين را به تعبير ديگر هم گفتهاند ، گفتهاند دنيا يك نشئه است و آخرت نشئه ديگر . اين كلمهء « دو نشئه » كه تعبير مىكنند مقصود اين است كه دو نوع جهان ، دو نوع زندگى و دو نوع نظام است .
جهان اسباب و مسببات و جهان حكومت اراده
زندگى اين دنيا زندگىاى است كه اجل و مدت و مهلت در آن حكمفرماست و اسباب و مسببات در آن تأثير دارد . اين كه واضح است ، همين طورى كه ما مىبينيم هر چيزى كه در اينجا بخواهيم به وجود بيايد بايد در شرايط معينى با يك مدت و زمان معينى به وجود بيايد . ما مىخواهيم گندم ايجاد كنيم ، اين گندم را فقط در يك شرايط زمانى و با يك اجل و مدت و مهلت معين مىتوانيم ايجاد كنيم . البته ممكن است انسان با قدرت علمى شرايط را تغيير بدهد ، مهلت را كمتر يا زيادتر كند . اينها هم يك چيزهاى صد در صد قطعى نيست ، مثلا ما نمىتوانيم بگوييم مثل يك قانون رياضى حتما اين گندم از اولى كه در زمين كاشته مىشود تا وقتى كه رشد مىكند و به مرحلهء درو مىرسد ، بايد شش ماه بگذرد ، اين ديگر نه زيادتر مىشود و نه كمتر . ممكن است شرايط طبيعى را تغيير بدهند و همين كه در شرايط امروز در مدت شش ماه رشد مىكند در مدت سه ماه ، دو ماه ، يك ماه يا كمتر رشد كند . ولى در اصل مطلب كه به هر حال شرايطى و مهلتى و مدتى مىخواهد ، ديگر بحثى نيست .
در عالم آخرت ، مطلوبها و مقصودها و هدفها به اين شكل نيست . همان طورى كه در حديث نبوى هم هست : « الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الْاخِرَةِ » ( 1 ) آنجا ديگر حساب حساب كشت و زراعت و مهلت و مدت نيست ، آنجا جاى حكومت اراده است ، حكومت حكومت اراده است . اگر كسى در آنجا رفت ، هر چه را اراده كند و آنچنان كه اراده كند و به موجب ارادهاش به وجود مىآيد . حديثى هست ، البته آن را عرفا بيشتر نقل مىكنند ،
هامش
( 1 ) . كنوز الحقايق ، مناوى ، باب دال .