تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
ولى باز هندسه و مكانيك قديم در مقياس زمينى به جاى خودش درست است ولى در مقياس فلكى ، مكانيك و فيزيك نيوتن از توجيه آن عاجز است . پس همان طورى كه علم امروز در حال تكامل و تصحيح و اصلاح است ، علم و فلسفه و افكار قديم هم در حال تكامل بوده است . اين از نظر تبليغ مضر است كه بگوييم علم امروز و افكار و نظريات جديد غلط است و يا اگر غلط نيست همان است كه قدما گفته‌اند . شايد به هيچ وجه نظر جناب آقاى مطهرى اين نبوده كه از فلسفه و علم قديم دفاع كنند ولى ممكن است اين احساس پيدا شود . استاد : راجع به توضيحاتى كه جناب آقاى مهندس دادند عرايض مختصرى عرض مىكنم . دربارهء پيدايش جهان ، من اين طور يادم مىآيد كه عرض كردم ايشان فرموده‌اند كه بدون دخالت دادن عنصر سوم پيدايش جهان ( يعنى حدوث عالم ) قابل توجيه نيست ، يعنى بايد اين طور فرض كنيم كه هيچ چيزى نبوده و از عدم پيدا شده است . البته « از عدم پيدا شده » تعبيرى است كه مىگوييم ، يعنى اگر ما زمان را عقب ببريم ، حالا نمىتوانيم بگوييم ميليونها سال ، ميلياردها سال ، خيلى از اين بيشتر ، ولى بالأخره اين طور فرض شده كه بايد ما به جايى برسيم كه يك مرتبه اين عالم به صورت يك پديده پيدا شد و قبل از آن نيست مطلق بود . عرض كرديم كه اين مسأله‌اى نيست كه بشود به گردن كسى گذاشت و آن را به عنوان يك دليل قبول كرد . ممكن است كسى بگويد نه ، اين رشته هميشه و از ازل بوده است و تا ابد هم ادامه دارد . مسألهء ازليت عالم و اينكه عالم به خودى خود نمىتواند ازلى و قائم به نفس و قائم به ذات باشد ، اينجا دليلى براى آن اقامه نشده است . اين [ امر يعنى ازلى نبودن عالم ] در اين استدلال و در اين كتاب مفروض گرفته شده است . روى چه حساب ما مىتوانيم اين را براى يك آدم مادى مفروض بگيريم ؟ فرمودند كه ماده نمىتواند خودش را ايجاد كند . آنها كه نمىگويند ماده خودش را ايجاد كرده ، همان طورى كه ما نمىگوييم خدا خودش را ايجاد كرده و خودش پايه‌گذار وجود خودش است . « بوده است » يعنى هميشه بوده است ، نه اينكه خودش يك وقتى خودش را ايجاد كرده است . اين مسألهء مهمى نيست .