تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢

مسألهء تكامل

در مسألهء تكامل ، من بايد درست عكس مطلب را عرض كنم كه آقايان تصور خاصى دربارهء افكار ما دارند ، هر چه كه ما مىگوييم چيز ديگرى را تصور مىكنند ، خيال كرده‌اند كه من مىخواهم بگويم مسألهء تكامل انواع امرى است كه نبايد قبول كرد و خلاف است و چون ذهن من تكامل انواع را قبول نمىكند مىگويم حالا لزومى ندارد ما اين مطلب را بگوييم ، در صورتى كه اساسا من چنين چيزى نگفتم . من عرض كردم تكامل انواع يك امر انتزاعى است ، تكامل نوع هم همان تكامل فرد است ، يعنى فرق بين نظريهء تكامل انواع و نظريهء ثبات انواع اين است كه قائلين به ثبات انواع مىگويند تكامل فرد هميشه در يك قالب معين و مشخصى است كه همهء افراد در همان قالب معين و مشخص تكامل پيدا مىكنند و ديگر از آن بالاتر نمىروند ، و تكامل انواع معنايش اين است كه بعضى از افراد به مرحله‌اى مىرسند كه از قالب پيشين تجاوز مىكنند و آن وقت قالب جديد ملاك مىشود و باز در نسلهاى بعد هم يك وقتى يك فرد از آن قالب پيشين تجاوز مىكند و جلوتر و بالاتر مىرود . مسألهء تكامل فرد به همان شكل ، چيزى است كه خود قرآن به آن استناد كرده است . در مسألهء تكامل خلقت انسان كه در اول سورهء حج و در اول سورهء
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ »
است ، مطلب اين است كه ما شما را از نطفه آفريديم ، نطفه را علقه كرديم ، علقه را مضغه كرديم ، بعد او را چنين كرديم ، بعد چنان كرديم ، مراحل تطور او را به عنوان يك نمايش‌دهنده‌اى از دست قدرت الهى بيان مىكند . البته آن حسابى كه ايشان فرمودند كه فرد قويترين حالتش همان اول پيدايش اوست و به تعبير خودشان بايد اين طور فرض كنيم كه انرژى مؤثر را در همان اول تكوّنش دارد ، ما قبول مىكنيم ، يعنى يك سلول انسان كه در رحم به وجود مىآيد ، همان اولين بارى كه اين سلول از تركيب دو سلول به وجود مىآيد جوانترين و پرنيروترين وقتى است كه اين موجود هست و از همان لحظه رو به كهنگى و فرسودگى و پيرى مىرود . حتى به حسب ظاهر كه مىبينيم اين يك سلول بعد دو سلول مىشود ، بعد چهار سلول مىشود و بعد مىرسد به مراحلى كه اعضاى زياد پيدا مىكند و بعد سلولها به انواعى تقسيم مىشوند : سلول عصبى از سلول استخوانى جدا مىشود و هر يك از اينها از سلولهاى مثلا گوشتى جدا