تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
يك كارى بكنى كه نتيجه‌اش را در مدت سه چهار ماه بتوانى بگيرى . مثال بهتر مثال جنين است . ما مىدانيم جنين در مدتى كه در رحم است اعضاء و جوارح ( چشم ، گوش ، جهاز تنفس ، دست و پا ، . . . ) برايش خلق مىشود . جنين در رحم يك زندگى گياهى دارد ، مثل يك گياه زندگى مىكند ولى در رحم تجهيزاتى به او داده شده است كه در عالم رحم به كار نمىآيد و ظهور و به روزى ندارد ، مثلا اين چشم براى زندگى گياهى رحم نيست . اگر بنا باشد كه هميشه دورهء زندگى جنينها اين باشد كه وارد رحم مىشوند و آن آخر نه ماه بايد زندگىشان پايان بپذيرد ، اين خلقت تناسب با اين زندگى ندارد ، يعنى حق دارد يك كسى بگويد اين چشم براى چه آفريده شد ، اين گوش براى چه آفريده شد ، اين دست براى چه آفريده شد ، اين ريه براى چه آفريده شد ؟ او كه يك بار هم با اين ريه تنفس نكرد ، پس لغو است . دست و پا و چشم و گوش و ريه و . . . اين تجهيزات براى يك موجودى كه تمام دورهء طبيعى عمرش [ نه ماه داخل رحم است ] ( 1 ) و بعد از نه ماه يك مرتبه بايد خشك شود و بميرد ، عبث و لغو و باطل است . آيا اين آيات قرآن ، مثلا
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ »
نمىخواهد به ما اين مطلب را بفهماند كه همين طورى كه دربارهء يك جنين در رحم اگر انسان زندگى گياهى او را ببيند و ديد خودش را بر آن حصر كند و بگويد نه ماه زندگى كرد بعد برود دنبال كارش و از بين برود ، و بر روى تجهيزاتى كه براى زندگى بعد دارد حساب نكند خلقت عبث است ، اى انسان تو اگر روى خودت حساب نكنى ، اگر خيال كنى با همين زندگى دنيايى ، با همين بدن و چشم و . . . كه بعد از 60 - 70 سال پايان مىيابد پايان مىيابى ، خلقت خودت را عبث فرض كرده‌اى ، يعنى در تو تجهيزاتى هست كه متناسب با اين زندگى دنيا نيست ( نمىگويد ضد آن است ) ، متناسب با يك زندگى بعد از اين است و آن همان تجهيزات ابديت در انسان است ؟ انسان در ماوراى اين بدن مادى خودش يك حقيقت بسيطى دارد كه آن حقيقت بسيط چون مركّب نيست ، ديگر تجزيه نمىپذيرد . اصلا نيستى جز تجزيه نيست . ما نيستى واقعى در عالم نداريم ، همهء نيستيهاى عالم تجزيه شدن‌هاى مركّبات و تغيير حالت دادن‌هاست . مركّبات كه از بين مىروند ، در واقع تغيير حالت مىدهند ، يعنى آن
هامش
( 1 ) . حالا اگر يك وقت به طور اخترامى ( غير طبيعى ) بچه‌اى سقط مىشود ، قانون كلى نيست .