تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
مىكند ( 1 ) ، صرافى مىكند و عمل را در محك مىگذارد ، او خيلى آگاه و بيناست ، از زير نظر او كوچكترين عمل مغشوشى بيرون نمىرود ، يعنى چه مىگوييد ما كار كرديم ؟ ! از كجا كه اين عملهاى ما عملى باشد كه واقعا خلوص داشته باشد ؟ براى خدا بودنش را شما از كجا اين قدر تأمين مىكنيد ؟ تعبير قرآن همين مطلب است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ »
باز دو مرتبه
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
، در دو نوبت در پس و پيش اين جمله ، كه در آنچه پيش مىفرستيد خوب دقت كنيد . خدا را جلوى چشم ما حاضر مىكند به عنوان يك ناقد ، به عنوان يك بررسى كن ، به عنوان يك محك‌زن بسيار بصير و دقيق .
« إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ »
. بعد مىفرمايد :
« وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »
( 2 ) از آن كسان نباشيد كه خدا را فراموش كردند ، خدا هم خودشان را از خودشان فراموشاند . اين هم تعبير عجيبى است . قرآن در يكى از تعبيراتش مىگويد هر كس خدا را فراموش كند اثرش اين است كه خودش را فراموش مىكند ، يعنى خود واقعىاش را گم مىكند ، بين خودش و خودش فاصله قرار مىگيرد ، بعد هر كارى كه مىكند براى خودش نمىكند ، بدبختيها را براى خودش جلب مىكند اما خدمتها را نه براى خودش . به عنوان مثال ، آدمى كه دچار حرص و آز شديد است و به حكم حرص و آز كار مىكند ، از هر راهى شد ( از حلال ، از حرام ، از هر جا شد ) جمع مىكند و جمع مىكند ، او كه به فكر خودش است اگر حساب كند براى صد و پنجاه سال ديگر هم دارد ، در صورتى كه خودش مىداند آنچنان پير شده كه ده سال ديگر هم بيشتر نيست . اين آدمى است كه خودش را فراموش كرده است . او خيال مىكند كه براى خودش كار مىكند و در واقع نمىفهمد كه اگر براى خودش هم بخواهد كار كند اين جور نبايد كار كند .
« وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ »
. اين آيه را به اين مناسبت عرض كرديم كه قرآن روى ارتباط عالم دنيا و عالم
هامش
( 1 ) . ناقد يعنى انتقادكننده ، اصل كلمه اصطلاح صرّافى است . صرّاف كه سكه را به محك مىزند براى اينكه عيارش را به دست بياورد ، اين عملش را مىگويند « نقد » . اصلا نقد يعنى همين عمل ، بعد اين كلمه را در جاهاى ديگر به كار برده‌اند كه حافظ هم خوب مىگويد : نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند * تا همه صومعه‌داران پى كارى گيرند [ يعنى ] تا بفهمند كه همهء كارهايشان غلط است . ( 2 ) . حشر / 19 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627 | مرتضى مطهرى