تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
فطرت يعنى خلقت . خلقت بديع و بىسابقه را مىگويند فطرت ، چون « خداوند فاطر سماوات و ارض است » يعنى خداوند كه خلقت را خلق كرده است بدون سابقه است به اين معنا كه يك بشر وقتى يك ابداعى ايجاد مىكند يك زمينه سابقى در كار هست كه از آن زمينه مايه مىگيرد و بعد يك ابداعى مىكند ولى « خداوند فاطر است » يعنى ابداع خداوند بىسابقه است . خلقت ابداعى را مىگويند : « فطر » [ و به صيغه فعل ماضى ] « فطر » :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
مىگويد اصلا حس دينى يك چيزى است كه در سرشت بشر قرار داده شده است . اين را از كجا پيغمبر آورد و گفت ؟ [ آيا ] در آن محيط [ سابقه داشت ] ؟ ما در غير آن محيطش هم سابقه [ سراغ ] نداريم . ما كه مثلا فلسفه يونان را برايمان نقل كرده‌اند ، در هيچ جاى فلسفه يونان - كه در آن روز عالىترين مكتب روز بوده است - نخوانده‌ايم كه چنين چيزى براى بشر گفته باشند . قرآن از كجا اين مطلب را گفت ؟ [ آيا ] غير از اين [ است ] كه بگوييم اين زبان زبان همان خداى هستى است ، از قلب هستى برخاسته است ، اين زبان زبان كسى است كه بشر را ساخته و به او آگاه است ؟

وجدان اخلاقى از نظر قرآن

مسألهء ديگرى راجع به روان انسانى داريم و آن مسأله وجدان اخلاقى است . اين را هم باز نمىخواهم عرض كنم كه مورد اتفاق همه علماى عصر جديد هست ولى قدر مسلّم است كه هر چه علم پيشتر رفته است بيشتر به اين مطلب اذعان پيدا كرده است . مىگويند كانت فيلسوف معروف آلمانى كه از بزرگترين فيلسوفان جهان شناخته شده است جمله‌اى دارد كه همان جمله را بر سنگ لوح قبرش حكاكى كرده و كنده‌اند و آن اين است : دو چيز است كه اعجاب انسان را بيش از هر چيز ديگر برمىانگيزد : يكى آسمان پرستاره‌اى كه در بالاى سر ما قرار گرفته است ، و ديگر وجدانى كه در دل ما قرار دارد ، كه هر دوى اينها مورد توجه قرآن است . اما آسمان بالاى سر ما كه مكرر قرآن ما را توجه مىدهد :
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
( 1 ) و اما راجع به آنچه كه در وجدان بشر قرار گرفته :
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
،
هامش
( 1 ) . آل عمران / 190 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 610 | مرتضى مطهرى