تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
« خداى ما مسيح » . پدر و پسر و روح القدس را در عين اينكه سه چيز مىدانند يكى هم مىدانند : خداى ما به آسمان رفت و خداى ما از آسمان خواهد آمد ، خداى ما مسيح . قرآن كه در آن زمان با اين صراحت اين را نفى كرد ، خود مسيحيهاى آن وقت نگفتند ما كه واقعا به چنين مطلبى معتقد نيستيم ، خودشان از خودشان دفاع نكردند چون واقعا به چنين چيزى معتقد بودند . نگفتند ما اين تعبير را كه مىگوييم مجاز را مىگوييم ، ما كه نمىگوييم واقعا اين پسر خداست . و در عصرهاى بعد هم هر زمان علماى مسيحى آمدند با علماى مسلمين مباحثه كردند ، از خدايى مسيح و از پسر خدا بودن مسيح يك قدم پايين‌تر نيامدند . در زمان ما ممكن است عده‌اى پيدا بشوند بگويند ما مىگوييم پسر خدا ولى مقصودمان چيز ديگرى است . بسيار خوب ما هم حرفى نداريم ، در واقع بيايند حرف خودشان را پس بگيرند . ما خيلى خوش‌حال هم مىشويم كه عده‌اى بيايند حرف خودشان را پس بگيرند و بگويند ما ديگر اگر مىگوييم « پسر خدا » يعنى محبوب خدا ، مقصودمان بيش از اين نيست . ما حرفى نداريم . ولى اين عقيده در گذشته واقعا اين جور نبوده . اين ديگر متن كتابهاى گذشته است ، چه كتابهايى كه خود آنها نوشته‌اند و چه مناظراتى كه مسلمين با آنها مىكرده‌اند . از جمله آن مناظره معروف حضرت رضاست در مجلس مأمون با جاثليق جاثليق معرّب همين كاتوليك است . به آن عالم مىگفتند جاثليق . حضرت رضا با يك مهارتى از او يك اقرارى گرفتند . چون او مدعى الوهيت مسيح بود ، حضرت فرمود كه حضرت مسيح بسيار پيغمبر خوبى بود ، بسيار صفات خوبى داشت ، بسيار چنين بود ، يك عيب در كارش بود . [ جاثليق با خود گفت ] چطور يك پيشواى مسلمان مىگويد يك عيب در مسيح بود ؟ مسيح كه در قرآن خيلى تنزيه شده است ! گفت چه عيبى ؟ فرمود : عيبش اين بود كه كم عبادت مىكرد . گفت : مسيح كم عبادت مىكرد ؟ ! مسيح تمام عمرش در حال عبادت بود . فرمود : كى را عبادت مىكرد ؟ ما بايد همان را عبادت كنيم كه مسيح او را عبادت مىكرد . پس خودت اقرار مىكنى كه مسيح اصلا كارش عبادت كردن بود ، پس چرا به او مىگويى خدا ؟ مسلّم اينها بدعتهاست و حتى خود مستشرقين اروپايى ريشه اين معتقدات انحرافى دربارهء مسيح يعنى ريشه تثليث را پيدا كرده‌اند كه از كجا آمده است . معتقدند كه تثليث مسيحى از هند آمده ، قبل از ثالوث مسيحى ثالوث هندى وجود داشته ، و توانسته‌اند نشان بدهند كه ثالوث هندى - كه آنها اصلا غرق در بت‌پرستى بودند - چگونه وارد دنياى مسيحيت شد و مسيحيت را كه در اصل يك دين توحيدى بود آلوده