تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
آيه از اين آيات قرآن نقل مىكند و مىگويد مگر حرفهايى كه آنها گفته‌اند از اين آيات بيرون است كه شما مىخواهيد منبع ديگرى از جاى ديگر بياوريد . خدا هرگز در قرآن به صورت يك موجود جدا و مشخص و محدود و بيرون از اشيا معرفى نشده و اين حد انديشه نه تنها در كتب آسمانى محرّف آن زمان نبوده است ، در هيچ مكتب فلسفى جهان هم وجود نداشته است . چطور آدم مىتواند باور كند كه يك آدم بىسواد امّى به فكر خودش مىتواند اين جور حرف بزند ؟ ! وقتى كه در وسط نماز به وحى الهى از قبله بيت المقدس منحرف مىشود يعنى جبرئيل مىآيد منحرفش مىكند به سوى كعبه و بعد مورد اعتراض يهوديها قرار مىگيرد ، اين جور جواب بدهد :
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ
اين افكار مزخرف چيست ؟ مگر ما رو به بيت المقدس كه مىايستيم بيت المقدس امتيازى دارد با غير بيت المقدس كه خدا در بيت المقدس هست در غير بيت المقدس نيست يا در كعبه هست و در غير كعبه نيست ؟ مشرق و مغرب - كه كنايه است از همه جا - از آن اوست
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
( 1 ) ببينيد اين انديشه چقدر بايد بلند و رفيع باشد ! ما كه در قرن چهاردهم هستيم يعنى چهارده قرن بعد آمده‌ايم اگر به ما بگويند شما بياييد دربارهء خدا حرف بزنيد آيا اصلا ممكن بود اين جور حرف از دهانمان بيرون بيايد به اين عظمت و به اين بزرگى : رو به هر جا كه بايستى رو به خدا ايستاده‌اى : بسكه هست از همه سو و ز همه رو راه به تو * به تو برگردد اگر راهروى برگردد اين شعر خيلى عالى و شيرين و لطيف است ، ولى اين انديشه‌هاى عالى و لطيف را كى به ما الهام كرده است ؟ مضمون همين آيه است ، يعنى رو به كعبه ايستادن يا رو به بيت المقدس ايستادن روى يك مصلحت و حساب ديگرى است نه روى حساب خدا ، كه خدا در بيت المقدس است يا در كعبه ، تا حالا خدا در بيت المقدس بود ما رو به بيت المقدس مىايستاديم ، بعد از اين رو به كعبه مىايستيم يعنى خدا بعد از اين در كعبه است . به اين صورت اين انديشه را رد مىكند :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
رو به هركجا كه بايستيد رو به خدا ايستاده‌ايد . خدا در عين اينكه در هيچ جا نيست در همه جا
هامش
( 1 ) . بقره / 115 .