3 . سرعت در قضاوت
يكى ديگر از موضوعاتى كه باز قرآن دربارهء منشأ خطاى ذهن ذكر مىكند - كه اين را حتى ديگران كمتر ذكر كردهاند و قرآن بيشتر - اين چيزى است كه ما اسمش را « سرعت در قضاوت » مىگذاريم . سرعت در قضاوت يك بيمارى ديگرى است غير از بيمارى پيروى از گذشتگان و غير از بيمارى پيروى از ظنّ و گمان . مىدانيد به تناسب اينكه افراد مختلف هستند همه افراد كم و بيش ممكن است به « سرعت در قضاوت » گرفتار شوند و آن اين است كه بعضى وقتى به يك مسأله فكرى مىرسند حوصله توقف كردنشان كم است ، دلشان مىخواهد زودتر رأيشان را بدهند و رد شوند . اين را مىگويند سرعت در قضاوت . اصلا نمىخواهد خيلى تأنّى بكند ، مثل قاضىاى كه تا پروندهاى در مقابلش قرار مىگيرد دلش مىخواهد زود رأى بدهد قبل از اينكه فكر كند كه آيا مدرك به قدر كافى وجود دارد يا وجود ندارد ، اگر مدرك به قدر كافى وجود ندارد بگويد مدارك كافى نيست من نمىتوانم قضاوت كنم . قرآن به اين موضوع توجه دارد و بشر را متوجه مىكند كه در مسائلى كه اظهار نظر مىكند مدارك موجود به قدر كافى نيست . اين مسألهاى كه مرتب مىگويد :
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
( 1 ) به اين مضمون در قرآن هست و اين را در جاهايى مىگويد كه افرادى قضاوت مىكنند ، مىگويد قضاوت بكن اما اين حساب را هم داشته باش كه مجموع اطلاعاتى كه دارى براى اين قضاوت كافى هست يا كافى نيست . آنچه تو بايد بدانى و نمىدانى نسبت به آنچه مىدانى خيلى بيشتر است .
آيهء
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
( 2 ) نيز تعبير فوق العاده عجيبى است . اگر اين را قرآن در اين قرن گفته بود ما حدس و تخمين مىزديم كه اين بعد از آن است كه منطق جديد پيدا شده و در منطق جديد مىگويند انسان فقط پديدهها را مىتواند بشناسد ، علم بشر به محسوسات و پديدهها تعلق مىگيرد ، ذوات و بواطن را نمىتواند بشناسد ، قرآن هم از اين جاها گرفته مىگويد :
يَعْلَمُونَ ظاهِراً
هامش
( 1 ) . اسراء / 85 .
( 2 ) . روم / 7 .