تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
شده‌اند يعنى در رديف بهترين ادباى زبان عرب همين ادباى عرب مسيحى در لبنان هستند ، و اينها نه تنها در مقام معارضه قرآن برنيامده‌اند ، بلكه از هر قوم ديگرى بيشتر تحت تأثير و نفوذ قرآن هستند . اين ادباى مسيحى نظير جبران خليل جبران كه يك نويسنده طراز اول در دنياى عرب است ، و ميخائيل نعيمه كه از نويسندگان درجه اول عربى مسيحى است ، و جورج جرداق ، اينها جزء كسانى هستند كه مسيحى هستند ولى در عين حال مجذوب قرآنند و به قرآن فوق العاده احترام مىگزارند . جورج جرداق ، بلكه همه اينها عجيب نسبت به نهج البلاغه خضوع دارند و بيشتر از نهج البلاغه در مقابل منطق خود قرآن خضوع دارند . براى يك عده كه مستقيما وارد در اين فن نيستند ، همين مقدار كافى است كه از اين تاريخچه اطلاع داشته باشند كه چنين تحدىاى - به اصطلاح علماى كلام - يعنى مبارزه طلبى از طرف قرآن از صدر اول تا امروز شده است و هنوز هم يك نفر پيدا نشده است كه يك چيزى را عرضه بدارد بگويد اينهمه ادعا مىكنيد ، من يك قطعه‌اى آورده‌ام ، ببينيد هيچ فرقى هست ميان اين و آنچه كه شما قرآن مىناميد ؟ نه تنها خود مسلمين تقليد نكرده‌اند - و طبع اقتضا مىكرد كه يك چيزهايى را اقلا شبيه به آن بياورند - غير مسلمين هم نياورده‌اند . آنهايى كه ادعاى پيغمبرى كرده‌اند و يك آياتى شبيه قرآن بافته‌اند ، آنها كه اصلا به قدرى مضحك و مسخره است كه عرض كردم عده‌اى در اينجا قائل به صرف شده‌اند ، يعنى گفته‌اند قاعده طبيعى اقتضا نمىكرد كه اينها اين قدر مزخرف بگويند ، چون در مقام معارضه قرآن آمده‌اند خدا خواسته اينها را رسوا كند ، زيرا از حد يك بشر عادى هم كمتر است . ولى آن مقوله‌اى كه براى عموم ما بيشتر قابل بررسى و بحث است جنبه دوم است يعنى اعجاز قرآن از جنبه معنوى يا اعجاز قرآن از جنبه علمى و فكرى . جنبه اول را - قبلا هم گفتيم - واقعا شايسته است كه انسان زبان عربى را ياد بگيرد فقط براى همين هدف كه زيباييهاى قرآن را بتواند درك كند . اين دو قسمت يعنى زيبايى قرآن و جنبه فكرى قرآن ، يا جنبه لفظى و معنوى ، البته از يكديگر جدا هم نيست ، يعنى آن معانى است كه در اين قالب زيبا آمده است و تازه اين ، كار را مشكلتر كرده است . به قول طه حسين در كتاب آئينه اسلام - و ديگران هم گفته‌اند - شما يك نگاهى بكنيد به آنچه كه فصحاى عرب ، قبل از اسلام داشته‌اند و حتى به آنچه كه فصحاى عرب و عجم ، بعد از اسلام داشته‌اند . آنجا كه خواسته‌اند از جنبه فصاحت و بلاغت هنر نمايى