تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
بعد از او آمده‌اند هرگز به پاى او نرسيده‌اند ، [ اين خودش اعجاز است ] . مرحلهء ديگر ، مقررات و قوانين است ، چون قرآن در عين حال واضع يك سلسله مقررات و قوانين است چه در باب عبادات چه در باب مسائل اجتماعى كه اصطلاحا در فقه آنها را « معاملات » مىگويند ، در باب حقوق اجتماعى ، در باب حقوق خانوادگى . مثلا همين مسأله حقوق زن ، چون من خودم در اين مسأله به نسبت بيش از ساير مسائل مطالعه دارم ، پس از مطالعه كردن در همين موضوع وقتى كه بينى و بين الله قرآن را مطالعه كردم و دقيقا - تا حدودى كه برايم مقدور بود - در همين زمينه حقوق زن رسيدگى كردم ديدم سطح قرآن خيلى سطح عالى عجيبى است . وقتى من همان را مقايسه كردم با رواياتى كه در اين زمينه آمده است - چون روايت بالاخره دست بشر رسيده ، قرآن متواتر است يعنى كلام خداست كه عين همان كلام به ما رسيده ، انگار واسطه‌اى نخورده است ، ولى روايات را راويان نقل كرده‌اند ، احتمال اينكه يك كلمه زيادتر يا كمتر و يا همه آن را به كلى جعل كرده باشند هست - ديدم منطق روايات اسلامى در باب حقوق زن هرگز به سطح قرآن نمىرسد . وقتى كه به فقه اسلامى مراجعه كردم ديدم چون سليقه‌هاى شخصى فقها هم كه متأثر از محيط و زندگىشان بوده خواه ناخواه در آرائشان تأثير داشته ، يك درجه پايين‌تر از اخبار و روايات است . بعد وارد عرف مسلمين كه شديم ديدم حتى يك درجه هم از فقه اسلامى پايين‌تر است . آنگاه انسان فكر مىكند كه يك مرد امّى درس ناخوانده چقدر مىتواند به طور عادى روشن و روشنفكر باشد كه حتى دانشمندانى كه سالها در مدارس تحصيل مىكنند اين طور نتوانند مطالب را روشن ببينند و درك كنند . از اينها كه بگذريم ، يك سلسله مسائل ديگر پيش مىآيد كه در آنها بايد از متخصصين ديگر استمداد كرد و آنها در اين زمينه‌ها بحثهايى كرده‌اند . البته مىدانيد كه قرآن اينجور مسائل را به مناسبت مسائل ديگر مىآورد . مسائلى كه در قرآن در باب طبيعت و به اصطلاح در طبيعيات آورده است ، دربارهء باد بحث كرده ، دربارهء باران بحث كرده ، دربارهء زمين بحث كرده ، دربارهء آسمان بحث كرده ، دربارهء حيوانات بحث كرده است . البته در اين قسمت مفسرين قديم كم و بيش بحث كرده بودند ولى علماى جديد از وقتى كه علوم طبيعى پيشرفت خوب و نمايانى كرده است بيشتر در اين مسائل قرآن دقت كرده‌اند تفسير طنطاوى بيشتر كوششش اين است كه طبيعيات قرآن را با توجه به طبيعيات جديد روشن كند و ثابت نمايد كه آنچه كه قرآن در اين زمينه‌ها گفته است