تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
بگيرد . و لهذا ما در باب دعا داريم كه « انّ الدّعاء يردّ القضاء » دعا جلوى قضا و قدر را مىگيرد . البته خود دعا هم به قضا و قدر است ولى آن يك جريان است و اين جريان ديگرى . بنابراين آن خودش يك جريانى بوده كه به آنجا منتهى مىشده ولى مانعى هم نيست كه يك جريان ديگرى بيايد جلوى آن را بگيرد كما اينكه اين قضيه معروف است و در اخبار ما وارد شده كه عيساى مسيح از جلوى خانه‌اى مىگذشت كه در آن خانه عروسى بود ؛ مسيح گفت فردا شب كه شما بياييد اينجا مىبينيد كه عروسى تبديل به عزا شده . فردا شب آمدند ديدند بازهم عروسى است . گفتند چطور شد ؟ ! عيسى گفت حتما جريان ديگرى رخ داده است ، عمل خير سر زده است ، بنا و مقدّر بود كه اين عروس تلف شود . بعد مىآيند و آن خانه را جستجو مىكنند ، مارى را در آنجا مىبينند در حالى كه برگى در دهانش است و بعد ، از عروس تحقيق و بازپرسى مىكنند ، معلوم مىشود كه در همان شب فقيرى مىآيد و كسى به آن فقير رسيدگى نمىكند ، اين مىبيند كسى به او رسيدگى نمىكند خودش بلند مىشود از غذاى خودش به او مىدهد . وقتى كه اين را اقرار مىكند مسيح مىگويد همين كار جلوى اين جريان را گرفت . پس مسيح هم كه خبر مىدهد گاهى تخلف مىشود براى اينكه او يك جريان را مىديده كه دارد به آن سو مىرود اما يك جريان ديگر از آن سوى ديگر مىآيد جلوى اين را مىگيرد [ كه ] از مسيح هم ممكن است پنهان باشد ؛ و لهذا در خبرهايى كه پيغمبران و ائمه مىدهند گاهى خودشان مىگويند اين خبرهايى كه ما مىدهيم صد در صد قطعى نيست . عيساى مسيح همان يك جريان را مىديده ؛ اگر بر تمام جريانها احاطه پيدا مىكرد [ خبر او تخلف نداشت ] ولى او وقتى كه خبر داده يك جريان را داشته مىديده و طبق آن جريان مىگفته است . ضرورت ندارد كه عيساى مسيح به تمام جريانهاى عالم آگاه باشد . مثل همين اوضاعى است كه گاهى شما مىبينيد پيش‌بينىهايى كه افراد خيلى زبردست در مسائل عادى مىكنند خطا در مىآيد . بعد مىبينيد اين اشتباه نكرده ، جريانى كه او مىديده درست ديده ، ولى يك جريان ديگرى هم بوده كه جلوى اين جريان را گرفته است . او ، هم درست ديده هم نادرست ؛ درست ديده كه آن جريان را ديده ، درست نديده كه يك جريان مخالف را نمىديده .