تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
گهى بر طارم اعلى نشينيم * گهى تا پشت پاى خود نبينيم و در آخر مىگويد : اگر درويش ( 1 ) در حالى بماندى * سر و دست از دو عالم برفشاندى اگر آن حالتى كه براى درويش پيدا مىشود برايش باقى بماند از افلاك هم مىرود بالاتر ولى برقى است كه برايش مىجهد . برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دل افگار چه كرد در زمينهء اينكه اين حالتها به صورت يك برق پيدا مىشود و بعد زايل مىشود و بعد او در فراق آن برق خيلى ناله مىكند از اين چيزها زياد است . در كلمات حضرت امير هم كلمهء « برق » است . در نهج البلاغه است كه مىفرمايد : « قد احيا عقله و امات نفسه » عقل خود را زنده كرد و نفس خود را ميراند « حتّى دقّ جليله و لطف غليظه » تا اينكه - خلاصه - آن غلظتهايش تبديل به لطافت شد « و برق له لامع كثير البرق » ( 2 ) بعد يك لمعانى كه برق زياد دارد برايش ظاهر مىشود .
هامش
( 1 ) . نه اينكه خود سعدى درويش و صوفى است ؟ ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 218 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 484 | مرتضى مطهرى