تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
( 1 ) هر چيزى اصل و ريشه‌اش پيش ماست و ما آن را در اين جهان نازل نمىكنيم - يعنى ايجاد نمىكنيم - مگر در يك قدر و اندازهء معين .

معجزه حكومت يك قانون بر قانون ديگر است

خلاصهء حرف ايشان و حرف ديگران اين است كه هيچ معجزه‌اى خارج از قانون واقعى طبيعت - نه قانونى كه بشر مىشناسد ، قانونى كه بشر مىشناسد ممكن است همان قانون طبيعت باشد ، ممكن است آن نباشد - نيست ولى توسل به آن قانون يعنى كشف آن قانون و تسلط بر آن قانون و استفاده كردن از آن قانون مقرون است به يك قدرت غيبى ما وراء الطبيعى ، كه اين احتياج به توضيح دارد . من بايد مطلب ديگرى را كه ايشان نگفته‌اند توضيح بدهم تا مطلب روشن بشود - اگر چه امروز بحث ما كمى پيچيده‌تر و شايد گنگ‌تر بود - مطلبى كه اتفاقا آقاى شريعتى آن را ذكر كرده‌اند ولى براى اثبات مدعاهاى خودشان نه براى اثبات اين مطلب ، و آن اين است : در جهان فرق است ميان نقض يك قانون و حكومت كردن يك قانون بر قانون ديگر . در مقام مثال ( البته اينها تمثيل است ) در قوانين اجتماعى و اعتبارى ، مثلا قانونى كه مربوط به ماليات است ، يك وقت شما مىآييد اين قانون را نقض مىكنيد يعنى اصلا عمل نمىكنيد ، خلافش رفتار مىكنيد ، و يك وقت شما خلاف مىكنيد بدون اينكه اين قانون را نقض كرده باشيد بلكه از يك مادهء قانونى ديگر واقعا استفاده مىكنيد . مثلا شما مؤسسه‌اى تأسيس مىكنيد و مىدانيد كه هر مؤسسه‌اى ، هر واحد حقوقى اگر دارايى داشته باشد گمرك چنين بايد بدهد ، ماليات چنان بايد بدهد . ولى شما مىدانيد كه اگر مؤسسه‌اى به صورت يك مؤسسهء خيريه در آمد از گمركات و ماليات معاف است . بعد شما مىآييد مؤسسه‌تان را به صورت يك مؤسسه خيريه در مىآوريد يعنى واقعا يك قسمت خيريه هم در آن قرار مىدهيد و اصلا از تحت اين قانون خارج مىشويد ، خودتان را مشمول قانون ديگرى مىكنيد . حكومت يك قانون بر قانون ديگر غير از مسألهء نقض قانون است . براى اين امر مثالى ذكر مىكنند كه مثال خوبى است و آن اين است : بدن انسان از نظر تركيبات و
هامش
( 1 ) . حجر / 21 .