تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
صرف نظر كند يعنى دائما شرايط الغا گردد و بعد معلوم بشود كه اصلا شرط واقعى حتى مثلا نطفهء مرد به اين خصوصيت و نطفهء زن به اين خصوصيت هم نيست ، يك فعل و انفعال خاص طبيعى و شيميايى است كه بايد به وجود بيايد . ممكن است حتى لزومى نداشته باشد كه سلول مرد به آن كيفيت وجود پيدا كند ، سلول زن به آن كيفيت وجود پيدا كند ، همهء اينها به وچودآورندهء يك شرط ديگرى باشند كه اگر آن شرط ديگر به وجود بيايد ، نه مردى باشد و نه زنى ، نه رحم زنى و نه صلب مردى ، آن به وجود بيايد . آن وقت به تعبيرى كه آقاى . . . مىكردند اين تغييراتى كه پيدا مىشود همه تغيير در استنباطات ماست نه تغيير در قانون طبيعت . قانون طبيعت از اول همين بوده ، تا ابد هم همين خواهد بود ، منتها استنباطات ماست كه متغير است . منتها ايشان ( علامه طباطبائى ) اينجا نمىخواهند با زبان فلسفى صحبت كرده باشند ، مىگويند در قرآن آياتى كه راجع به « قدَر » آمده است [ مؤيد ] همين است :
« قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً »
خداوند براى هر چيزى اندازه قرار داده است . اين « اندازه » كمّيت نيست كه مثلا حجمش اين قدر باشد يا آن قدر ، يعنى مرتبه‌اى از وجود قرار داده ، مرتبه‌اى قرار داده و تقوّم هر چيزى به همان علت خودش است ، به زمان خودش است ، به مكان خودش است ، به علت خودش است . هر چيزى يك قدَر و يك اندازه و يك حدى در اين عالم دارد ، يك مقام معلومى در اين عالم دارد كه از اين مقام معلوم خودش تخلف نمىكند . يك آيه كه در سورهء طلاق است و ايشان در درس هم خيلى به آن تمسك مىكردند راجع به توكل است با اينكه مىخواهد يك امر خلاف قانون عادى را ذكر كند ، مىفرمايد :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
آن كه تكيه‌اش به خدا باشد خدا كافى است او را
« إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ »
خداوند كار خودش را مىرساند ، يعنى كارى كه خدا بخواهد [ انجام مىشود ] ، در مقابل امر خدا مانع و رادعى نيست ، ولى به دنبال آن مىگويد :
قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
( 1 ) خدا براى هر چيزى حد و اندازه‌اى قرار داده است ، خدا هر چيزى را روى همان حد و اندازه‌اش ايجاد مىكند ، خدا وقتى يك چيزى را بخواهد ، آن را در همان حد و اندازهء خودش ، از راهى كه خودش مىداند انجام مىدهد ، يعنى در عين حال كه خداوند هر كارى كه بخواهد بكند مىكند ، آن كار را از خارج قدر و اندازهء خودش انجام نمىدهد .
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ »
هامش
( 1 ) . طلاق / 3 .