مثلث مساوى با دو قائمه است ، چرا ؟ مىگويد خدا عجالتا اينجور قرار داده . يكدفعه هم خدا اين را عوض مىكند كه سه زاويه مثلث مساوى با دو قائمه نباشد . « دو شىء مساوى با شىء سوم خودشان با يكديگر مساوى هستند » ، مىگويد خدا اينجور وضع كرده ، خدا اينجور دلش خواسته قرار بدهد ، يك روز هم دلش مىخواهد قانونش را عوض كند و عوض مىكند . ولى حالا به حرف او كار نداريم .
به هر حال اينجور اشخاص مىگويند قانون طبيعت يعنى مشيت خدا ، خدا اينجور خواسته . وقتى مشيت خداست ، معجزه هم كار خداست ، پس معلوم است خدا جور ديگر مشيت كرده و خواسته ، اين ديگر بحثى ندارد .
اين هم توجيهى است كه برخى ديگر ، از معجزات كردهاند . اگر ما اين اصول را بپذيريم باز نيازى نداريم كه دنبال راز معجزات برويم و بگوييم يك رازى در معجزات [ هست ] . ديگر رازى ندارد ، راز ، مشيت خداوند است .
آقاى شريعتى ( 1 ) خودمان در مقدمهء تفسير نوين به اختصار و در كتاب محمد خاتم پيامبران ، جلد دوم ( مقالهء وحى و نبوت ) نسبتا به تفصيل [ در اين باره بحث كردهاند ] كه همين بعد به صورت كتاب هم در مىآيد و در آن كتاب البته بيشتر است يعنى دو برابر اين مقاله است ولى خيال نمىكنم در اين قسمت چيز بيشترى داشته باشد چون هر چه مربوط به اين قسمت بوده - چون من خودم انتخاب كردم - به نظرم همه را آوردهام .
ايشان از كسانى هستند كه اين طرز فكر را گرفتهاند و خيلى هم شديد تعقيب مىكنند .
اگر بخواهيد اين نظريه را در بعضى قسمتها به تفصيل بيشتر ببينيد همين مقاله وحى و نبوت ، بحث مربوط به معجزه را در جلد دوم كتاب محمد خاتم پيامبران مطالعه كنيد ، و ايشان اصرار زيادى هم روى اين مطلب دارند كه حرف اصلا همين است و غير از اين چيزى نيست . البته آنچه كه من در آخر به عنوان تأييد گفتم كه فرق است ميان قوانين طبيعى و قوانين عقلى و رياضى ، اين مسأله را ايشان نگفتهاند ولى اصل مطلب را خيلى به تفصيل مىگويند ، بعد هم اقوال علماء را راجع به ضرورى نبودن مسائل علوم و قطعى نبودن قوانينى كه علوم كشف مىكند و نسبى بودن [ آنها نقل مىكنند ] كه اولا اين قوانينى كه بشر به نام قوانين علمى كشف مىكند قوانينى نسبى است يعنى ما دامى كه قانون بهتر و كاملترى نيامده بشر عجالتا آن را قانون قبول مىكند . اينها
هامش
( 1 ) . [ مرحوم استاد محمد تقى شريعتى ]